مفتونين . ( 7 ) [ قال الرضى ، رحمه اللّه ] : و قد مضى هذا الكلام فيما تقدم ، إلا أنّا كررناه ها هنا لما في الروايتين من الاختلاف .
منها في خطاب اصحابه
و قد بلغتم من كرامة اللّه لكم منزلة تكرم بها إماؤكم ، و توصل بها جيرانكم ، و يعظّمكم من لا فضل لكم عليه ، و لا يد لكم عنده ، و يهابكم من لا يخاف لكم سطوة ، و لا لكم عليه إمرة . ( 8 ) و قد ترون عهود اللّه منقوضة فلا تغضبون و أنتم لنقض ذمم آبائكم تأنفون و كانت أمور اللّه عليكم ترد ، و عنكم تصدر ، و إليكم كنندگان ، و نه در فتنه انداختگان . ( 7 ) [ سيد رضى رحمة الله عليه گويد ] : و بدرستى كه بگذشت اين سخن در آنچه پيش فرا داشت ، [ مگر ] بدرستى كه ما مكرّر گردانيديم اينجا در آنچه در دو ر [ و ] ايت است از اختلاف .
[ بعضى ديگر از اين خطبه در خطاب به اصحاب خويش است ] و بدرستى كه برسيد به شما از بزرگى خدا مر شما را منزلتى كه گرامى دارند بدان منزلت [ كنيزكان شما را ] ، و پيوند كنند به آن همسايگان شما [ را ] ، و بزرگ داشت شما را آن كس كه فضل نبود مر شما را بر او ، و نيست نعمت شما نزديك او ، و به شگفت و هيبت آورد از شما آنك نترسد شما را [ از ] حملهء [ شما ] ، و نيست مر شما را بر او حكومتى . ( 8 ) و بدرستى كه مى بينيد عهدهاى خدا را شكسته شده پس خشم نمى گيريد ، و شما براى شكستن عهدهاى پدران شما ننگ مى داريد ، و بود كارها [ ى ] خدا [ كه ] بر شما وارد شود ، و