99 - و من خطبة له عليه السلام
الحمد للهّ النّاشر في الخلق فضله ، و الباسط فيهم بالجود يده . نحمده في جميع أموره ، و نستعينه على رعاية حقوقه ، و نشهد أن لا إله غيره ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله ، أرسله بأمره صادعا ، و بذكره ناطقا . ( 1 ) فأدّى أمينا ، و مضى رشيدا ، و خلّف فينا راية الحقّ ، من تقدّمها مرق ، و من تخلّف عنها زهق ، و من لزمها لحق . ( 2 ) دليلها مكيث الكلام ، بطيء القيام ، سريع إذا قام فإذا أنتم ألنتم له رقابكم ، و أشرتم إليه بأصابعكم ، جاءه الموت فذهب به . ( 3 ) فلبثتم بعده ما شاء اللّه حتّى يطلع اللّه لكم من يجمعكم 99 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السلام - است ] شكر و سپاس مر خداى را [ كه ] پراكنده كننده [ است ] در خلق فضل خود را ، و گسترنده [ است ] در ايشان به سخاوت دست خود را ، حمد مى گويم او را در همه كارهاى او ، و يارى خواهم او را بر نگاه داشتن حق هاء او ، و گواهى مى دهيم ما كه نيست خدايى جز او - تعالى - و بدرستى كه محمّد بندهء او و رسول اوست ، بفرستاد او را به كار خود به جاى آورندهء فرمان او - تعالى - و به ذكر او ، يعنى قرآن سخن گوينده . ( 1 ) پس ادا كرد [ حقّ آن را با ] امانت ، و بگذاشت راه يافته ، و باز پس گذاشت در ميان ما علم و نشان حقّ را ، هر كه در پيش افتد آن را بيرون رفت از اسلام ، و هر كه باز پس افتا [ د ] از آن هلاك شد ، و هر كه ملازم شد آن را برسيد به حق . ( 2 ) دليل [ و راهنماى ] آن رايت ثابت سخن و استوار [ است ] ، گران و درنگ كننده [ در ] برخاستن ، شتاب كننده [ است ] چون برخيزد [ به كار اسلام ] ، پس چون شما نرم گردانيد [ يد ] شما براى او گردن هاى شما را ، و اشارت كرديد شما به او به انگشتان خويش [ به جهت تعظيم و تكريم ] ، آيد به او مرگ پس ببرد او را . ( 3 ) پس درنگ