تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
أعينهم ركب المعزى من طول سجودهم ( 14 ) إذا ذكر اللّه سبحانه هملت أعينهم حتّى تبلّ جيوبهم ، و مادوا كما يميد الشّجر يوم الرّيح العاصف ، خوفا من العقاب ، و رجاء للثّواب ( 15 )

97 - و من كلام له عليه السلام

و اللّه لا يزالون حتّى لا يدعوا للهّ محرما إلّا استحلوّه ، و لا عقدا إلّا حلوّه ، [ و ] حتّى لا يبقى بيت مدر و لا و بر إلّا دخله ظلمهم و نزل بهم عيثهم و نبا به سوء رعيهم ، حتّى يقوم الباكيان يبكيان : باك يبكي لدينه ، و باك يبكي لدنياه . ( 1 ) و حتّى يكون نصرة أحدكم گوئى كه ميان هر دو چشم ايشان است چون زانوهاى بزها از درازى سجده‌هاى ايشان . ( 14 ) چون ياد كنند خدا را اشك بارد چشم هاى ايشان تا كه تر شود گريبان هاى ايشان ، و بگردند و بچسبند چون گرديدن درخت روز باد سخت جهنده ، ترس از عقوبت خدا و اميد براى ثواب . ( 15 ) 97 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] و بحقّ خدا كه هميشه بنى اميهّ تا كه دست بنداشتند حرام [ خدا را ] الّا كه حلال داشتند او را ، و نه [ باز گذاشتند ] بسته [ و ] بندى [ در دين ] الّا بگشودند آن را [ به جور ] ، و تا كه باقى نماند خانهء كلوخ و نه [ خيمهء از ] پشم جز آنك در رفت در آن خانه ظلم ايشان ، و فرود آمد به آن تباهى و فساد ايشان ، و وا جهيد به دو بدى محافظت ايشان تا كه بايستند دو گرينده كه بگريند : گريه كننده [ اى ] كه بگريد براى دين خود ، و گريه كننده [ اى ] كه بگريد براى دنيا [ ى ] خود . ( 1 ) و تا كه باشد يارى كردن يكى [ از ] شما از ايشان همچو يارى كردن بند [ ه ]