مقبلات ، و يعرفن مدبرات ، يحمن حوم الرّياح ، يصبن بلدا و يخطئن بلدا . ( 4 ) ألا و إنّ أخوف الفتن عندي عليكم فتنة بني أميّة ، فإنّها فتنة عمياء مظلمة : عمّت خطّتها ، و خصّت بليّتها ، و أصاب البلاء من أبصر فيها ، و أخطأ البلاء من عمي عنها . ( 5 ) و ايم اللّه لتجدنّ بني أميّة لكم أرباب سوء بعدي ، كالنّاب الضّروس : تعذم بفيها ، و تخبط بيدها ، و تزبن برجلها ، و تمنع درّها ، لا يزالون بكم حتّى لا يتركوا منكم إلّا نافعا لهم ، أو غير كنند [ و نشناسند ] - [ در حالى كه ] رو آورندگان [ باشند ] - معرفت احوال فتنه ، و بشناسند [ آن را در وقتى كه ] پشت فرو كنندگان [ باشند ] ، گردند از جاى گاه [ همچون ] گرديدن باد ، فرا رسند به شهرى ، و خطا كنند به شهرى . ( 4 ) بدان و بدرستى كه مخوف ترين فتنهها نزديك من بر شما فتنهء بنو اميهّ [ است ] ، بدرستى كه آن فتنه [ اى ] باشد نابينا - يعنى كه نبينند در وى حق را - [ و ] تاريك : عام باشد راه آن [ براى همه ] ، و خاص باشد بلاء آن [ براى اهل بيت ] ، و برسد بلا هر كس [ را ] كه بينا شد و نظر كرد در او ، و خطا كرد بلا هر كس را كه كور شد و غافل [ شد ] از او . ( 5 ) و سوگند مى خورم به خدا كه هر آينه كه يابيد شما بنى اميهّ را مر شما را خداوندان بد پس از من چون ناقهء گزنده كه بگزد به دهن خود ، و بكوبد به دست خود ، و باز دارد و بزند به پاى خود ، و باز دارد شير خود را ، و هميشه با شما [ است ] تا كه ترك نكنند
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٠١