فاضربوا ثبجه ، فإنّ الشّيطان كامن في كسره ، قد قدّم للوثبة [ يدا ] ، و أخّر للنّكوص رجلا . ( 5 ) فصمدا صمدا حتّى ينجلي لكم عمود الحقّ « وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ، وَ اللّهُ مَعَكُمْ ، وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ » . ( 6 )
66 - و من كلام له عليه السلام
فى معنى الانصار ، قالوا : لمّا انتهت الى امير المؤمنين عليه السّلام انباء السّقيفة بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال عليه السّلام : ما قالت الانصار قالوا : [ قالت ] منّا امير و منكم امير . قال عليه السلام : فهلّا احتججتم عليهم بأنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وصّى بأن يحسن إلى محسنهم ، و يتجاوز عن مسيئهم ( 1 ) قالوا : و ما في هذا من الحجّة عليهم . ترسنده و پنهان شونده [ است ] در يك سوى خانه ، بدرستى [ كه ] پيش فرا داشت براى ور جستن دست [ را ] ، و با پس داشت براى رجوع و گريختن پا را . ( 5 ) پس قصد كنيد قصد كردنى تا كه وا شود ابر غم بر شما [ و ] ستون حق ، و شماييد غالب شوندگان ، و خدا با شما است ، و نقصان نكند عمل ها [ ى ] شما را . ( 6 ) 66 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] در معنى انصار [ كه ] گفتند : آن گاه كه برسانيدند وا امير مؤمنان ، عليه السّلام ، خبرهاى سقيفهء بنى ساعد [ ه ] پس از وفات رسول خدا - صلعم . گفت ، عليه السّلام كه : چه گفتند ياران مدينه گفتند : كه ايشان گفتند كه از ما اميرى [ باشد ] و از شما اميرى . گفت ، عليه السّلام : پس چرا حجّت [ و دليل ] نگفتيد شما بر ايشان به آن كه رسول خدا - درود داد خدا بر او و بر آل او - وصيّت كرد به آن كه نيكويى كنند وا نيكوكار ايشان ، و در گذرند از بد كنندهء ايشان ، يعنى انصار ( 1 ) گفتند و نيست در اين حجّتى بر ايشان ، پس گفت امير [ مؤمنان ] ،