تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و لم يحجبها عن واجب معرفته . ( 4 ) فهو الّذي تشهد له أعلام الوجود ، على إقرار قلب ذي الجحود ، تعالى اللّه عمّا يقول المشبّهون به و الجاحدون له علوّا كبيرا ( 5 )

50 - و من خطبة له عليه السلام

إنّما بدء وقوع الفتن أهواء تتّبع ، و أحكام تبتدع ، يخالف فيها كتاب اللّه ، و يتولّى عليها رجال رجالا ، على غير دين اللّه . ( 1 ) فلو أنّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين ، و لو أنّ الحقّ خلص من لبس الباطل ، انقطعت عنه ألسن المعاندين . ( 2 ) و لكن يؤخذ من هذا ضغث ، و من هذا ضغث ، فيمزجان ، فهنا لك يستولي شناختن او [ كه ] خدا [ است ] . ( 4 ) پس او است آنكه گواهى دهند مر او را دلايل وجود بر اقرار آ [ و ] ردن دل خداوند انكارها ، بلند است و بى نياز است خدا از آنچه مى گويند مشبّهان و منكران به او ، مر او را بلند [ ى يى ] است بزرگ . ( 5 ) 50 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] بدرستى كه ابتداء واقع شدن فتنه‌ها هواى است كه پس روى كنند او را ، و حكم ها كه نو بديد كنند ، مخالفت كنند در آن [ حكم ] كتاب خدا را ، و متولّى سازند بر آن احكام مبتدعه مردانى مردانى را بر غير دين خدا . ( 1 ) پس اگر باطل خالص شد از بر آميختن حق ، پوشيده نماند بر جويندگان ، و اگر بدرستى كه حقّ خالص و صافى شد از پوشيدن و آميختن باطل ، منقطع شود از او زبان هاى ستيهندگان . ( 2 ) و ليكن فرا گيرند از اين ، دسته [ اى ] از حق ، و از آن ، دسته‌اى از باطل ، بياميزند آن را با هم . پس آنجا دست يابد شيطان بر دوستان خود و