قال السيد رضي اللّه عنه : و ابتداء هذا الكلام مرويّ عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و قد قفاّه عليه السلام بأبلغ كلام و تممه بأحسن تمام ، من قوله : « و لا يجمعها غيرك » إلى آخر الفصل .
47 - و من كلام له عليه السلام فى ذكر الكوفة :
كأنّي بك يا كوفة تمدّين مدّ الأديم العكاظيّ ، تعركين بالنّوازل ، و تركبين بالزّلازل . ( 1 ) و إنّي لأعلم أنهّ ما أراد بك جبّار سوءا إلّا ابتلاه اللّه بشاغل ، و رماه بقاتل ( 2 ) [ گفت سيّد رضى ، خدا از وى خشنود باد ] : و ابتداء اين سخن روايت كرده است از رسول خدا - صلعم - و بدرستى كه پس روى كرد او - عليه السّلام - به فصيح ترين سخن ، و تمام گردانيد او [ را ] به خوبترين تمام از گفتار ا [ و ] : « و جمع نياورد آن را جز تو » وا آخر فصل .
47 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] در ذكر كوفه گويى كه من فرا آيندهام به تو اى كوفه ، كشيدهاى تو همچو كشيدن اديم عكاظىّ - نام شهرى است - و گوشمال دادهاى تو به حوادث ، و مرتكب شدهاى به زلزلهها . ( 1 ) و بدرستى كه من مى دانم كه نخواست به تو جبّارى بدى ، جز آنكه مكروهى رساند خدا به [ وى به سبب ] كارى [ كه ] مشغول شونده [ باشد ] ، و اندازد او را به [ دست كسى كه وى را ] كشنده باشد . ( 2 )