إنّ اللّه تعالى بعث محمّدا صلّى اللّه عليه و آله ، و ليس أحد من العرب يقرأ كتابا ، و لا يدّعي نبوّة ، فساق النّاس حتّى بوّأهم محلّتهم ، و بلّغهم مناجاتهم ، فاستقامت قناتهم ، و اطمأنّت صفاتهم . ( 1 ) أما و اللّه إن كنت لفي ساقتها حتّى تولّت بحذافيرها : ما عجزت و لا جبنت ، و إنّ مسيري هذا لمثلها ، فلأثقبنّ الباطل حتّى يخرج الحق من جنبه . ( 2 ) مالي و لقريش و اللّه لقد قاتلتهم كافرين ، و لأقاتلنّهم مفتونين ، و إنّي لصاحبهم بالأمس ، كما أنا صاحبهم اليوم . ( 3 ) بدرستى كه خداى تعالى بفرستاد محمّد را - [ صلعم ] - و نيست يكى از عرب كه بخواند كتاب را ، و نه آنك دعوى كند پيغمبرى را ، پس براند [ آن حضرت ] مردمان را ، تا كه فرود آورد و جاى داد ايشان را جاى كرامت ، يعنى اسلام ، و برسانيد ايشان را به جاى نجات ، پس باستاد نفس هاى ايشان ، و آرام گرفت دل سخت ايشان . ( 1 ) بدان و به خدا كه اگر بودمى هر آينه در ساقهء آن حرب ، تا كه رو فرا كردند به جملت هاى آن ، عاجز نشدمى و بد دل نشدمى ، و بدرستى كه اين رفتن من [ به جنگ مردم بصره ] مر مانند آن بود كه پيشتر [ در ملازمت پيغمبر ] بود . پس هر آينه بشكافم باطل را تا كه بيرون آيد حق از پهلوى او . ( 2 ) [ چيست مرا با قريش ] و به خدا بدرستى كه مقاتله كردم با ايشان در حالتى كه كافر بودند ، و هر آينه مقاتله كنم با ايشان امروز كه فتنه كنندگانند ، و بدرستى كه من صاحب ايشان بودم به ديگر روز و حرب مى كردم در حال كفر ، چنان كه من هم صاحب ايشانم در اين زمان . ( 3 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٤