تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
يقل : « و السّبقة النّار » كما قال : « و السّبقة الجنّة » ، لأن الاستباق إنما يكون إلى أمر محبوب ، و غرض مطلوب ، و هذه صفة الجنة و ليس هذا المعنى موجودا في النار ، نعوذ باللهّ منها فلم يجز أن تقول : « و السّبقة النّار » بل قال : « و الغاية النّار » : لأن الغاية قد ينتهي إليها من لا يسره الانتهاء إليها ، و من يسره ذلك ، فصلح أن يعبر بها عن الأمرين معا ، فهي في هذا الموضع كالمصير و المآل ، قال اللّه تعالى : قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النّارِ و لا يجوز في هذا الموضع أن يقال : فإن سبقتكم إلى النار ، فتأمل ذلك ، فإنّ باطنه عجيب ، و غوره بعيد . و كذلك أكثر كلامه صلّى اللّه عليه و آله .

29 - و من خطبة له عليه السلام

أيّها النّاس ، المجتمعة أبدانهم ، المختلفة أهواؤهم ، كلامكم كرد ميان دو لفظ براى اختلاف دو معنى ، و نگفت : « آنچه به آن پيشى گيرند دوزخ است » ، چنان كه گفت : « آنچه پيشى گيرند بهشت است » ، بدرستى كه پيشى گرفتن باشد وا كارى دوست داشته ، و نشانه [ اى ] طلب كرده ، و اين است صفت بهشت ، و نيست اين معنى موجود در دوزخ - پناه گيريم به خداى از دوزخ . پس روا نباشد كه گويى : « كه آنچه بدان پيشى گيرند دوزخ است » ، بلكه گفت : « و غايت دوزخ است » ، بدرستى كه غايت ، [ گاهى ] به نهايت رسد وا آن ، [ كسى ] كه شاد نكند او را نهايت رسيدن وا آن ، و هر كه شاد شود او به آن پس صلاح باشد كه عبارت گويند به آن از دو كار وا هم . پس آن در اين موضع همچو « بازگشت » و « مقصد » است ، گفت خداى تعالى : « بگو كه برخوردارى گيريد بدرستى كه بازگشت شما وا دوزخ است » ، و روا نباشد در اين موضع كه گويند : « بدرستى كه پيشى گرفتن شما وا دوزخ است » . پس تأمّل كن اين را ، بدرستى كه باطن او عجيب است ، و جولاء فرو رفته او دور است ، و همچنين است بيشترين سخن او - درود خدا بر او و آل او [ باد ] . 29 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] اى مردمان كه جمع شده است بدن هاى ايشان ، كه مختلفه است مرادها و آرزوهاى ايشان ،