تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
أمرتم بالظّعن ، و دللتم على الزّاد ، و إنّ أخوف ما أخاف عليكم اتّباع الهوى ، و طول الأمل ، تزوّدوا في الدّنيا من الدّنيا ما تحرزون به أنفسكم غدا . ( 8 ) [ قال الرّضى رحمه الله ] : و أقول : إنهّ لو كان كلام يأخذ بالأعناق إلى الزهد في الدنيا ، و يضطر إلى عمل الآخرة لكان هذا الكلام ، و كفى به قاطعا لعلائق الآمال ، و قادحا زناد الاتعاظ و الازدجار ، و من أعجبه قوله عليه السلام : « ألا و إنّ اليوم المضمار و غدا السّباق ، و السّبقة الجنّة و الغاية النّار » فإن فيه - مع فخامة اللفظ ، و عظم قدر المعنى ، و صادق التمثيل ، و واقع التشبيه - سرّا عجيبا ، و معنى لطيفا ، و هو قوله عليه السلام : « و السّبقة الجنّة ، و الغاية النّار » فخالف بين اللفظين لاختلاف المعنيين ، و لم بدرستى كه شما را فرموده‌اند به كوچ كردن ، و دلالت كرده‌اند شما را بر توشه گرفتن ، و بدرستى كه ترسناك ترين آنچه شما پى روى هواى نفس است و درازى اميد ، توشه بر گيريد در دنيا از دنيا آنچه در پناه آوريد به آن نفس هاى خود را فردا . ( 8 ) [ سيد رضى مى فرمايد ] : و مى گويم : كه اگر باشد سخنى [ كه ] فرا گيرد به گردن ها وا بى رغبتى در دنيا ، و بيچاره [ و مضطر ] گرداند وا كار آخرت هر آينه باشد اين سخن . و بس است اين [ سخن كه ] قطع كننده [ است ] مر باز دارنده‌ها [ ى ] اميدها را ، و بر افروزنده [ است ] آتش - زنهء پند گرفتن ، و وازدن [ مردمان از عصيان ] . و از عجب تر اين ، گفتار او است ، عليه السّلام : « بدان و بدرستى كه امروز ميدان است و فردا پيشى گرفتن ، و آنچه به او پيشى گيرند بهشت است و غايت آتش دوزخ » ، پس بدرستى كه در او - وا بزرگى لفظ ، و بزرگى قدر معنى ، و راست آوردن مثال ها ، و واقع آوردن - سرّى عجب است ، و معنى [ يى ] لطيف ، و آن گفتار او [ است ] ، عليه السّلام : « و آنچه به او پيشى گيرند بهشت است و غايت آن آتش دوزخ » ، پس خلاف