تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و الى ما أجيب و إنّي لراض بحجّة اللّه عليهم و علمه فيهم . فإن أبوا أعطيتهم حدّ السّيف و كفى به شافيا من الباطل ، و ناصرا للحقّ . ( 5 ) و من العجب بعثتهم إليّ أن أبرز للطّعان و أن أصبر للجلاد . ( 6 ) هبلتهم الهبول لقد كنت و ما أهدّد للحرب ، و لا أرهّب بالضّرب و إنّي لعلى يقين من ربّي ، و غير شبهة في ديني . ( 7 ) اى نوميد و بى بهره كننده آن كس را كه بخواند وا آنچه اجابت كنند و بدرستى كه من رضا دهنده‌ام به حجّت خدا بر ايشان و ترك قتال ايشان ، و علم او [ تعالى ] در [ بارهء ] ايشان ، پس اگر باز ايستادند [ از پيروى من ] بدهم ايشان را - و مقاتله كنم - حدّ شمشير ، و پسنده است او را [ شمشير در حالى كه ] شفا دهنده [ است ] از باطل ، و يارى كننده [ است ] مر حق را . ( 5 ) و از كار عجب فرستادن ايشان [ است ] به من كه خروج كنم ، و بيرون روم براى ضرب و قتل ، و هر آينه صبر كنم براى وا كاويدن . ( 6 ) [ مادرشان را فرزند مباد ] بدرستى كه بودم من و حال آن كه نترسيدم من در حرب كردن ، و نترسيدم من به زدن شمشير ، و بدرستى كه من هر آينه بر يقينم و بى گمان از پروردگار خود ، و بى شك و شبهه در دين خود . ( 7 )