استسلم فأراح . ( 1 ) [ هذا ] ماء آجن ، و لقمة يغصّ بها آكلها . و مجتني الثّمرة لغير وقت إيناعها كالزّارع به غير أرضه .
فإن أقل يقولوا : حرص على الملك ، و إن أسكت يقولوا : جزع عن الموت . ( 2 ) هيهات بعد اللّتيّا و الّتي و اللّه لابن أبي طالب آنس بالموت من الطّفل بثدي أمهّ ، بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية في الطّويّ البعيدة . ( 3 ) راحت افتاد هر كه برخاست به بال و پر ، يا گردن نهاد پس با راحت افتاد . ( 1 ) [ خلافت ] آبى شور و لقمهاى [ است ] كه در گلو گيرد بدان خورندهء آن را ، و باز كنندهء ميوه مر غير وقت رسيدن آن چون زراعت كننده باشد به غير زمين خود ، پس اگر گويم من [ و مطالبه كنم ] مى گويند : حريص است بر ملك و پادشاهى ، و اگر خاموش شوم مى گويند : جزع مىكند از مرگ . ( 2 ) چه دور است پس از زحمت خرد و بزرگ [ و ] به خدا كه هر آينه پسر ابى طالب انس گيرندهتر است به موت از طفل به پستان مادر خود ، بلكه [ سبب ترك مطالبهء خلافت آن است كه ] در نورديدم بر علم پوشنده ، اگر ظاهر كنم آن را هر آينه سخت جنبان شويد شما چون جنبان شدن ريسمان ها در چاه دراز و دور . ( 3 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٨