قوله عليه السّلام فى هذه الخطبة : « كراكب الصعبة إن أشنق لها خرم . و إن أسلس لها تقحم » يريد أنه إذا شدد عليها في جذب الزمام و هى تنازعه رأسها خرم أنفها ، و إن أرخى لها شيئا مع صعوبتها تقحمت به فلم يملكها ( 15 ) و يقال : أشنق الناقة إذا جذب رأسها بالزمام فرفعه و شنقها أيضا ذكر ذلك ابن السكيت في « إصلاح المنطق » ، و إنما قال عليه السّلام : « أشنق لها » و لم يقل « أشنقها » لأنه جعله في مقابلة قوله « أسلس لها » فكأنه قال : إن رفع لها رأسها بالزمام بمعنى أمسكه عليها . ( 16 )
4 - و من خطبة له صلوات الله عليه
بنا اهتديتم في الظّلماء و تسنّمتم العلياء ، و بنا [ سخن آن حضرت - عليه السّلام - در اين خطبه ] : « چون راكب اشتر كرهّء رام نكرده اگر بردارد مر او را مهار به درد و اگر نرم گرداند مر او را بر جهد » ، مى خواهد او ، عليه السّلام ، چون محكم گرداند بر او در كشيدن مهار و آن بكشد سر خود را ببّرد و به درد بينى خود را ، و اگر نرم گرداند آن را چيزى وا دشوارى آن ، در هلاكت افتد به آن ، پس مالك نباشد آن را . ( 15 ) و گويند : « بردارد ناقه را » ، چون بكشد سر خود را به مهار پس بردارد او را ، و « در آويزد نيز » ، ذكر كرد اين را پسر سكّيت در « اصلاح آوردن سخن » . و بدرستى كه گفت ، عليه السّلام : « برداشت مر آن را » و نگفت : « برداشت او را » ، بدرستى كه او گردانيد [ آن را ] در مقابله گفتار او « نرم گردانيد مر آن را » . پس گويى كه او گفت : اگر بردارد [ راكب سر ناقه را به مهار ] ، يعنى باز دارد او را بر آن . ( 16 ) 4 - [ و از خطبههاى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - است ] به ما راه يافتيد شما در شب تاريك ، و بر بالا شديد شما ناقهء بزرگ را ، و به ما در صبح