تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
28 / 54 - 45 45 . و ليكن درياب كه ما بيافريديم گروهانى را ، پس دراز شد بر ايشان زندگانى و نبودى تو باشنده مقيم در ميان باشندگان مدين شعيب كه همىخوانى بر ايشان نشانها و حجّتهاى ما را و ليكن درياب كه ما بوديم فرستادگان . 46 . و نبودى به سوى آن كوه يعنى طور سينا چون خوانديم و ليكن بخشايشى از خداى تو تا بيم كنى گروهى را يعنى اهل مكّه كه نيامد ايشان را هيچ بيم كنندهء از پيش تو تا مگر ايشان پند گيرند در انديشند . 47 . و اگر نبودى كه برسيدى ايشان را رسنده به آنچه پيش فرستاد دستهاى ايشان ، پس گويند : پروردگار ما ! چرا كه فرستادى به سوى ما پيغمبرى پس پىروى كرديمى نشانها و حجتهاى ترا و بوديمى از جملهء گروندگان . 48 . پس چون آمد ايشان را سزا و درست راستى يعنى محمّد از نزد ما ، گفتند كفّار مكه : چرا نداده شد او معجزهء همچنان كه مانند آنچه داده شد موسى عصا و يد بيضا . ا كافر نشدند به آنچه داده شد موسى از پيش ؟ گفتند : موسى و محمد عليهما السّلام دو جادواند كه هم پشت شدند و گفتند ، كه ما به هر يكى به همه ناگروندگانيم « 1 » . 49 . بگو يا محمّد ، پس بياييد بياريد به نامهء نبشته [ 499 ] از نزد خداى كه او راه نماينده‌تر است ازين هر دو توريت و قرآن تا پىروى كنم آن كتاب را اگر هستيد راست‌گويان . 50 . پس اگر پاسخ نكنند مر ترا پس بدان كه ايشان پىروى مىكنند و به حجت نمىكنند كامها و آرزوهاى خويش را . و كيست گمراه‌تر از آنى كه پىروى كند كام و آرزوى خويش را به بىرهنمايشى از خداى ؟ بدرستى كه خداى راه ننمايد گروه ستمكاران . 51 . و هراينه هراينه پيوسته كرديم در پيوستيم ، پديد كرديم براى ايشان گفتار را به امر و نهى تا مگر ايشان در انديشند و پند گيرند . 52 . آنانى كه داديم ايشان را نامه نبشته را از پيش آن قرآن و محمّد ايشان به آن مىگروند مىگرويدند . 53 . و چون خوانده شود قرآن بر ايشان ، گويند گرويده‌ايم گرويديم به آن كه او راست است و درست از پروردگار ما ، بدرستى كه ما بوديم از پيش آن قرآن و رسول گردن نهندگان . 54 . اينان داده شوند مزد خويش را دوباره به آنچه شكيبايى كردند و همىباز دارند و دور كنند به نيكويى به طاعت بدى را گناه را و از آنچه روزى داديم ايشان را هزينه مىكنند نفقه و خرج مىكنند .
هامش
( 1 ) . م : « ناگروگانيم »