تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
6 / 77 - 70 70 . و گذار آنانى را كه فرا گرفتند كيش خويش را بازيى و ناپروايئ و فريفت ايشان را زندگانى نزديكتر و پند ده به اين كه هلاك كرده شود تنى به آنچه اندوخت ، نيست مر آن را از فرود خداى دوستى و نه خواهشگرى و اگر برابر كند هر برابرى را ، گرفته نشود از آن . اينان آنانى كه نيست كرده شدند به آنچه اندوختند ، مر ايشان را آشاميدنى از آب گرم و عذابى دردناك به آنچه بودند كه نمىگرويدند . 71 . بگوى ! ا خوانيم از فرود خداى آنچه را كه نه سود دارد ما را و نه زيان دارد ما را و بازگردانده شويم بر پيهاى خويش پس گاهى كه راه نمود ما را [ 165 ] خداى همچو آن كه ببرد او را ديوان در زمين فرومانده ، مرو را يارانى كه همىخوانند او را به راه راست كه آى ما را ؟ بگوى : بدرستى كه راه خداى او راه و فرموده شديم تا گردن نهيم مر پروردگار جهانيان . 72 . و كه به پاى داريد نماز را و ترسيد ازو ، و او آنى كه به او گرد كرده شويد . 73 . و او آنى كه آفريد آسمانها را و زمين به راست ، و روزى كه گويد باش پس باشد ، گفتار او راست و مرو را پادشاهى روزى كه در دميده شود در شپّور ، داناى ناپيدا و پيدا و او درست‌كار آگاه . 74 . و چون گفت ابراهيم مر پدر خويش آزر ، ا فرا مىگيرى بتانى را خدايانى ؟ بدرستى كه من مىبينم ترا و گروه ترا در گمراهى پيدا . 75 . و همچنانت مىنماييم ابراهيم را پادشاهئ آسمانها را و زمين و تا باشد از بىگمانان . 76 . پس چون در آمد برو شب ، ديد ستارهء را ، گفت : اين پروردگار من ، پس چون فرو شد ، گفت : دوست ندارم فرو شوندگان را . 77 . پس چون ديد ماه را بر آمده ، گفت : اين پروردگار من ، پس چون فرو رفت ، گفت : اگر راه ننمايد مرا پروردگار من هراينه باشم از گروه گمراهان . [ 166 ]