تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

فصل اول در حقيقت معاد

معاد را در لغت عرب از عود برگرفته‌اند ، و عود بازآمدن باشد . و معنى معاد جاى باشد ، يا حالتى كه چيزى در او بود ، و از آن جدا شود ، و باز به دو باز آيد . و خواص ، اين لفظ را نقل كرده‌اند از اين معنى به معنى ديگر : و آن جايى است يا حالتى ، كه مردم پس از مرگ در آن جاى شوند ؛ يا آن حالت او را باشد . و ببايد دانستن كه مشهورترين گفتار در ميان مردم آن است كه : آن چيزى كه پس از مرگ مردم را خواهد بود ، او را خود بوده بود ، و بدين زندگى از او جدا شده باشد . و از آن قبل گفتيم كه : مشهورترين گفتار اين است كه : بيشترين اين امت پيشينه برآنند كه جانهاى مردم ، پيش از قالب « 1 » در آن جهان - كه دوم اين جهان است - بود ، و پس از مرگ باز بدانجا شود . و چون بدانجا شود ، اگر نيك‌بخت است ؛ بهترين حالتى او را باشد ، و آن را بهشت خوانند . و اگر بدبخت باشد ؛ بدترين حالتى او را باشد ، و آن را دوزخ خوانند . و گروهى بسيار از مردم برآنند كه : پدر و مادر مردم از آن جهان بيامدند ، و بپيوستند ، و ديگر بار بدان جهان خواهند شد . و در كتب بنى اسرائيل « 2 » اين سخن بسيار است . و همچنين قرآن مجيد بدين معنى اشارت كرده و گفته است :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » .
و لفظ باز آمدن درست نباشد ، مگر كه از آنجا آمده باشد .
هامش
( 1 ) . قالب ، كالبد . ( 2 ) . در متن عربى ، پس از واژهء « و الحواريين » آمده ، و در پاورقى چاپى به نقل از نسخه بدل « و الحرانيين » نقل شده ، ولى مترجم فارسى از ذكر آن خوددارى كرده است .