گذر و درجهپذير موجود است .
پس حركت يك هويت در حال گذر ، در دگرگونى موجود است ، و حقيقتا باقى است ؛ بلكه گفتهاند : امور ثابت نيز تدريجى است ، كه بنا بر حركت جوهرى در حال دگرگونى مىباشد . « 1 »
اين به حسب حكم عقل مىباشد . « 2 »
امّا عند العرف ، چون آنها مىبينند وقتىكه روز به وجود آمد ، تا شب باقى است و شب تا هنگام روز باقى است ، و بقاى آنها منافاتى با اعتبار كردن ساعتها و حدودى براى شب و روز ندارد ، شايد باور ذهنى و مرتكز عرف عقل را در بقاى موجود دگرگونىپذير ، داراى استمرار و جديدشونده مساعدت نمايد .
بههرحال ، عرفا اشكالى در صدق بقاء بر استمرار روز و شب نيست ، همچنين وقتىكه چيزى به حركت درآمد ، حركتش موجود است و عرفا منقطع و بريده شدن آن بوسيلهء سكون باقى است ؛ و حركت مجموع دقيقهها و ساعتها
كه بعضى از آنها به بعضى ديگر ضميمه شده باشد نيست . « 3 »
نكته : جناب شيخ انصارى بر استصحاب در زمان اشكال گرفتند كه : استصحاب بقاء شب يا روز ثابت نمىكند كه جزء مشكوك ، توصيف به روز و شب بودن شود تا اينكه بر فعلى كه در آن جزء واقع شده است صدق كند كه در شب يا روز واقع شده است ، مگر با پذيرفتن اصل مثبت به صورت مطلق و يا بر بعض صورتها .
حضرت امام خمينى در پاسخ به اين ايراد جناب شيخ فرمودهاند ممكن است به آن پاسخ داده شود به اينكه :
اولا : زمان عبارتست از هويت خارجى داراى استمرار كه به بقاء در حال گذر باقى است .
وقتىكه وجود روز دانسته شد ، تحقيقا معلوم مىشود كه اين هويت داراى استمرار متّصف به روز بودن است . و وقتىكه در بقاى روز شكّ مىشود ، شكّ در زايل شدن اين صفت از آن هويت مىباشد .
( معلوم ) در زمان سابق اين است كه : اين هويت داراى استمرار ، روز بوده است ، و ( مشكوك )
هامش
( 1 ) . الحكمة المتعالية ، ج 3 ، ص 61 تا 64 .
( 2 ) . الاستصحاب ، امام خمينى ( ره ) ، ص 113 - 115 .
( 3 ) . الاستصحاب ، امام خمينى ( ره ) ، ص 115 .