تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
بنابراين : عبارت : لانّك كنت على يقين من طهارتك فشككت ، و عبارت : و ليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشكّ ابتدا ، عبارة اخراى شكّ در بقاء طهارت است . پس چگونه مىتوان گفت كه شكّ در بقاء از اخبار استفاده نمىشود ؟ و امّا اينكه با شرط بودن شكّ در بقاء استصحاب در زمان و حركت جارى مىشود ، بخاطر اين است كه هويت شخصى و وجود بسيط و خارجى آنها باقى است ، و عقل ، بقاى آن را تصديق كرده و حكم به بقاى آن مىكند ، چنان كه عرف نيز حكم به بقاى آن مىكند . و امّا اينكه عند العقل بقاى آن ثابت است ، بخاطر اينكه در محل خودش « 1 » اثبات شده است ، اگرچه نحوهء وجود آن در حال گذر و پايان‌پذيرى و عبور است . تا زمانى كه متحركى در حال حركت است ، حركت به شخصيت تدريجى خود ، محقّق و باقى است و براى هر موجودى ، گونهء ويژه‌اى از وجود مىباشد ، كه عدم آن به معدوم شدن همين وجود ويژه و اختصاصى است ، و نه وجودى كه لايق آن نيست . گونهء وجودى كه لايق حركت و زمان است ، وجود در حال گذر و جديدشونده است و نه وجود ثابت . كسى كه وجود را براى حركت و زمان نفى مىكند ، اگر وجود ثابت را از آنها نفى كرده است ، تحقيقا چيزى را كه براى آنها نبوده است ، نفى كرده است ؛ و اگر وجود در حال گذر و جديدشونده را از آنها نفى كرده است ، ملتزم به چيزى شده است كه مخالف ضرورت و بداهت است . حركت يك چيز داراى امتداد و استمرار است ؛ و به سبب امتداد در حال گذر ، باقى ، جديد شونده و دگرگونىپذير است . كسى نمىتواند بگويد آنچه موجود است ، حركت توسطيه است ؛ و نه حركت قطعيه ، چرا كه حركت توسطيه اگر موجود باشد ، به معناى منقطع و بريده شدن تمام حدود و آنات ، از قبل و بعد خود است ، و وجود حد ديگر و آن بعدى منقطع از حد و آن ديگر است . لازمهء حركت توسطيّه : اولا : انكار حركت است چرا كه دگرگونى و بدل همديگر قرار گرفتن موجب وجود حركت نيست . ثانيا : لازمهء آن ، جزءناپذير و پىدرپى آمدن آن مىباشد . روى اين جهت ، حركت به معناى توسط و آن سيال ، وجود ندارد ؛ بلكه آنچه موجود است
هامش
( 1 ) . شفاء ، طبيعيات ، ج 1 ، ص 83 - 84 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 3 ، ص 61 تا 64 .