تشريح المسائل
* حاصل مطلب در ( و التحقيق . . . ) چيست ؟
اين است كه : يكى از مسائلى كه در سخنان اهل حديث و اخبار مطروح شده است ، استصحاب شب و روز است ، چنان كه محدث استرابادى گفته است :
ما همهء امور شرعى را استصحاب مىكنيم چنان كه اگر شخصى مالك زمينى بوده ، شوهر زنى بوده وضو داشته ، لباسش پاك يا نجس بوده ، شب يا روز بوده ، ذمهء انسان مشغول به نماز يا طواف بوده ، همه آنها را استصحاب مىكنيم تا يقين به تحقّق و وجود يافتن چيزى حاصل شود كه شارع آن را سبب زايل شدن اين امور قرار داده است ، مثل شهادت دو نفر عادل يا امثال آن از امور حسى كه به نقض اين امور شهادت دهند . « 1 »
جناب شيخ انصارى جهت تحقيق و بررسى كلام اهل حديث ، تنبيه دوّم را در رابطه با امور تدريجى الوجود قرار دادهاند يعنى امورى كه در مقابل امور دفعى الوجود ، قرار دارند ، چنان كه در مثالهاى جناب استرابادى گذشت .
و امّا سبب شبه در جارى شدن استصحاب در امور تدريجى الوجود ، شبههء فقدان بقاى متيقّن سابق است ؛ چرا كه امور در حال گذر يعنى امور متصرّمه ، مثل زمان و حركت و امثال اينها ، بقاء ندارند ، چرا كه بقاء تنها در امور ثابتى تصوّر مىشود كه در تمام حدود با هويت خود موجود باشند .
مثل زيد كه به عين و هويت خودش در تمام حدود باقى و موجود است و وجود آن دگرگون نمىشود و شخصيتش ثابت است ، اگرچه حالتها و عرضيات او دگرگون شود .
زمان و امثال آن از چيزهاى در حال گذر چنين نيستند و در هر حدى به وجود مىآيند و معدوم مىشوند . و حقيقت آنها بوجود آمدن و معدوم شدن است ، هر چيزى كه چنين است ، بقاء برآن صدق نمىكند با اينكه در استصحاب ، شكّ در بقاء شرط است ، چنان كه آن شرط ، از اخبار استفاده مىشود .
پس مجالى براى جريان شدن استصحاب در زمان و امثال آن وجود ندارد ، چرا كه چيزى كه مورد يقين بوده قطعا از بين رفته است ، و چيزى كه مشكوك است ، پيدايش جزء ديگرى از آن است . و لذا شيخ انصارى فرموده است : از تعريفها و دليلهاى استصحاب متوجه شديم كه مورد
هامش
( 1 ) . الفوائد المدنية ، ص 143 .