برفرض ظهور در قاعدهء استصحاب آيا اين ظهورات حجّت است يا نه ؟ و يا برفرض ظهور و حجتش ، آيا معارضى هم دارد يا نه ؟ تمام اين مباحث از مباحث اصوليه است كه از عوارض سنّت بحث مىكند .
يعنى : تمام اين مباحث قبلا و مقدمة مورد حلّاجى قرار مىگيرد تا پس از آن بتوانيم به بركت اين اخبار حكم كنيم به وجوب بقاء بر حالت سابقه .
و لذا : قاعدهء استصحاب مثل ساير قواعد و اصول عمليّه از قبيل اصالة البراءة ، اصالة الاحتياط قاعدهء لا ضرر و لا حرج و . . . از جملهء قواعد فقهيه هستند كه مكلف بايد در مقام عمل از آنها استفاده كند .
* در تبيين مطلب اخير مقدمة بفرمائيد شكّ و يا شبه به لحاظ متعلّقش بر چند قسم است ؟
چنان كه در بحثهاى سابق گفته آمد بر دو قسم است : 1 - گاهى در حكم است 2 - گاهى در موضوع
به عبارت ديگر شبهه : گاهى شبههء حكميه است و اخرى شبههء موضوعيه است .
1 - شبهه آنجائى حكميه است كه انسان در آن حكم كلّى كه شارع جعل فرموده است ، شكّ مىكند . فى المثل : شما شكّ مىكنيد كه اگر يكى از اوصافه سهگانهء آب كرّ در اثر ملاقات با نجس متغير بشود ، نجس مىشود يا نه ، چون كرّ است نجس نمىشود ؟
و يا اينكه نه ، شما مىدانيد كه در اثر تغيير مزبور آب كرّ مورد نظر نجس مىشود و لكن شكّ مىكنيد كه آيا اگر اين تغيير زايل شود ، باز هم اين آب نجس باقى مىماند يا نه ؟ به عبارت ديگر در اصل حكم شكّ بكنيد شبههء شما حكميه است در بقاء آن حكم هم شكّ بكنيد ، شبههء شما حكميه است .
2 - و امّا شبهه آنگاه موضوعيه است كه انسان در جزئيات و يا موضوعات خارجيهء آن احكام كلّى شكّ پيدا كند . فى المثل : ما مىدانيم كه شارع ، خمر را حرام كرده است و لكن در اينكه اين مايع موجود در يخچال شما خمر است يا خلّ ، شكّ داريد . اگر خمر باشد از مصاديق الخمر حرام مىباشد و چنانچه خلّ باشد از مصاديق الخلّ حلال است .
و يا اينكه نه شما مىدانيد كه فلان مايع در فلان ظرف خمر بوده است و لكن اكنون شكّ داريد كه تبديل به خل شده است يا اينكه نه همان خمر مانده است ؟
يعنى : چه در اصل آن شكّ بكنيم و چه در بقاء آن باز هم شبههء ما موضوعيه است چرا كه شكّ ما ، شكّ در مصداق است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣