تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
و يا در صورت غيبت از اموال او پرداخت مىكردند لكن اكنون شكّ داريم كه زنده است يا مرده ؟ باز هم بايد از اموالش پرداخت شود . پس آنى كه زمامش در دست ماست مقتضاى متيقّن است ، نه حيات زيد و نه يقين به حيات زيد . * اگر گفته شود كه يقين را به معناى احكام اليقين مىگيريم چطور ؟ باز هم نيازمند به يك تصرفى در آن است ، چرا كه نمىشود احكام خود يقين را نگهداشت . يعنى : اگر يقين بما هو يقين احكامى داشته باشد ، با رفتن يقين آن احكام نيز به تبع يقين از بين مىرود و ما قادر به حفظ آنها نمىباشيم . فى المثل : 1 - شما نذر كرده‌ايد كه تا زمانى كه به حيات و زنده بودن فرزندتان يقين داريد ، روزى يك درهم به فقير بدهيد . سؤال اين است كه : يقين به حيات فرزند اثرش چيست ؟ مىگوئيد دادن يك درهم در روز به فقير . پس اين يقين به حيات ولد كه از بين برود ، دادن آن يك درهم نيز به تبع از بين مىرود چرا كه تبعيّت معلول از علّت لازم است ، يعنى نمىشود گفت : چه عيب دارد حالا كه يقين رفت ما عمل به احكام يقين از دست رفته را ادامه دهيم ، و لذا يك تصرّف ديگر در اينجا لازم است و آن اينكه بگوئيم : لا تنقض احكام اليقين ، يعنى لا تنقض احكام المتيقن التى ترتب عليه بواسطة اليقين . چرا ؟ چون احكام مترتب بر يقين از آن خود يقين نيست ، بلكه با يقين ارتباط دارد ، بلكه احكام از آن متيقّن است . فى المثل : اثر حيات زيد وجوب نفقهء زوجه‌اش بود ، لكن اين اثر بر اين حيات بواسطهء يقين مترتب شده است . يعنى : چون تاكنون به حيات زيد يقين داشتيد ، به بركت اين يقينتان آثارى را بر متيقّن بار مىكرديد . حال اگر يقين شما به حيات زيد از دست برود و براى شما شكّ حاصل شود مىگوئيم : لا تنقض آثار المتيقن التى كان ترتب عليها بواسطة اليقين ، يعنى باز هم وجوب نفقهء زوجه برقرار است و بايد از اموال او نفقهء زوجه‌اش پرداخت شود . * جناب شيخ حاصل مطلب و مراد خود را از اين مطالب بفرمائيد ؟ 1 - شما ديگر نگران اين نباشيد كه اگر نقض را به معناى اقرب المجازات آن بگيريد تصرّف لازم مىآيد ، چرا كه تصرفات على كلّ تقدير لازم است ، بلكه نگران كلمهء ( نقض ) باشيد كه آن را
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 436 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى