چونكه خود طهارت براساس اين احتمال از اوّل مشكوك و غير محرز بوده است و لذا نمىتوان گفت كه الآن هم استقرار دارد .
پس : غايت ، غايت الحكم و الاثبات است و نه غايت الطهارة .
* مقدمة بفرمائيد احكام شرعيّه بر چند قسماند ؟
بر دو قسماند : 1 - احكام ظاهريه 2 - احكام واقعيه
* مراد از احكام واقعيه چيست ؟
احكامى هستند كه در واقع و نفس الأمر براى اشياء ثابت هستند و به لحاظ ذات و ماهيّت اشياء و با قطع نظر از علم و جهل مكلّف براى آنها جعل و مقرر شدهاند . مثل : الصلاة واجبة و يا الخمر حرام .
بنابراين : قضايايى كه چنين احكامى را براى ما اثبات مىكنند ، قضاياى واقعيه ناميده مىشوند ، چرا كه مبيّن احكام واقعيه هستند .
* احكام ظاهريه چگونه احكامى هستند ؟
احكامى هستند كه ظاهرا و به لحاظ جهل مكلفين نسبت به حكم واقعى اشياء ، براى اشياء جعل و اثبات مىشوند .
فى المثل : اينكه در طهارت و نجاست فلان شىء شكّ مىكنيم ، و حكم مىشود به طهارت آن در ظاهر ، يك حكم ظاهرى است .
بنابراين : قضايائى كه مبيّن اينگونه از احكام باشند ، قضاياى ظاهريه ناميده مىشوند .
* قضاياى شرعيّه به لحاظ غايت و عدم غايت بر چند قسماند ؟
بر دو دستهاند :
1 - برخى مغيّا به غايتى نيستند مثل : الخمر حرام و يا الغضب حرام .
2 - برخى هم مغيّا به غايتى مىباشند كه خود بر دو قسماند : واقعيه و ظاهريه .
1 - قضاياى واقعيه ، مبيّن احكام واقعيه تا يك غايت مشخص و معينى هستند ، مثل : الثوب طاهر الى ان يلاقى النّجس .
يعنى : طهارت ثوب در اسلام يك حكم واقعى اولى است لكن تا زمان ملاقات با نجس ، امّا پس از ملاقات با نجس ، متنجس شده و اين خود نيز يك حكم واقعى است .
2 - قضاياى ظاهريه ، مبيّن احكام ظاهريه تا يك غايت مشخص و معينى هستند ، مثل : كلّ شىء طاهر حتى تعلم انّه قذر . و هكذا . . .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٨٨