مشكوكى محكوم به طهارت است و اين حكم شارع به طهارت تا زمان علم به قذارت آن شىء ادامه دارد ، كه اين موسوم به قاعدهء طهارت است .
* به عبارت ديگر در اين روايت دو احتمال متصوّر است :
1 - اينكه مراد امام عليه السّلام اين باشد كه : ( كل شىء كه يقينىّ الطهارة سابقا ، طاهر ، أى طهارته عند الشّك مستمرّ حتّى تعلم انّه قدّر ) . يعنى : هر چيزى كه قبلا طهارت آن محرز و مسلّم بوده ، در صورت شكّ در طهارت آن ، طهارتش استمرار دارد تا زمانى كه علم به نجاست آن پيدا كنى .
بنابراين : تا زمانى كه شما يقين به طهارت آن شىء داريد ، واقعا طاهر است .
زمانى هم كه در مورد طهارت آن به شكّ مىافتيد ، باز هم طهارتش على الظاهر ادامه دارد تا اينكه علم به قذارت آن پيدا كنيد . كه پس از علم به قذارت و نجاست آن ديگر حكم به طهارت آن نمىشود .
حال : براساس اين احتمال ، حديث مزبور ظهور در استصحاب دارد و به درد آن مىخورد .
چرا ؟ زيرا :
اولا : در استصحاب است كه وقتى چيزى سابقا يقينى الطهارة بوده و بعدا مشكوك الطهاره مىشود ، حكم به بقاء و استمرار آن مىكنيم .
ثانيا : غايت يعنى حتى تعلم انّه قذر ، خود غايت براى استمرار طهارت آن است يعنى طهارتى كه به عنوان يك صفت براى شىء ثابت شده است ، همچنان ادامه دارد تا اينكه علم به قذارت آن پيدا شود .
به عبارت ديگر : غايت ، غايت محمول يعنى طهارت است و نه غايت خود حكم به طهارت ، چونكه غايت خود حكم به طهارت در كلام نيامده است و در اين احتمال هم مراد نيست .
2 - اينكه مراد امام عليه السّلام اين باشد كه : كل شىء مشكوك طهارته و نجاسته ، فهو محكوم شرعا بالطهارة ظاهرا حتى تعلم انّه قذر . يعنى : طهارت ظاهريه را براى آن شىء اثبات مىكنيم و اين اثبات طهارت و يا حكم است كه تا زمان علم به قذارت ادامه دارد .
حال :
1 - براساس اين احتمال روايت ظهور در قاعده اليقين دارد و به درد آن مىخورد و ربطى به قاعدهء استصحاب ندارد .
2 - غايت يعنى حتى تعلم انّه قذر نيز غايت براى حكم و اثبات است ، يعنى اين حكم به طهارت على الظاهر تا مرحله علم به قذارت ادامه دارد و لكن غايت براى خود طهارت نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٨٧