138 / 20 چون شب شد / « شب » در مرعشى از قلم كاتب ساقط شده ؛ از اعظم افزوديم .
ق « ص 169 ) : « فلما جنّه الليل » .
138 / 22 باز كن / چنين است در اعظم . مرعشى : « باز كن كه » .
139 / 24 قمّى / در مرعشى آشكارا روى ميم « ّ » نوشته شده .
139 / 24 به عادت خود / « خود » از قلم كاتب مرعشى افتاده ؛ از اعظم برافزوديم .
ق ( ص 171 ) : « على عادته » .
140 / 2 رخت سفر را انداخت / يعنى جامهء سفرش را از تن بدرآورد و جامه اى ديگر به تن كرد .
ق ( ص 171 ) : « أخرج منها [ من المخلاة ] ثيابا لبسها » .
140 / 3 آهسته زرى به ابو البقا داد / چنين است در اعظم و مرعشى .
ق : « قال : و دفع إلى خفيفا » .
در خاطرم مىگذرد كه آيا واژهء « خفيف » را در اينجا به معناى « سكَّهء سبك » نبايد گرفت ؟ ؛ چه ، مىدانيم كه در نگارشهاى ادبى و تاريخى عربى از سكَّههاى خفاف ( سبك ) سخن رفته و از روزگاران دور - بويژه در قلمرو حكومت عبّاسيان - سكَّههاى سبك شناسا بوده است ( نگر : مجلَّهء باستانشناسى و تاريخ ، شمارهء پياپى 25 ، ص 8 به بعد ؛ مقالهء فاضلانهء آقاى عبد الله قوچانى ) .
به هر روى ، جاى درنگ وجود دارد .
140 / 3 چاشته / علَّامهء مجلسى ( ره ) « چاشته » را در ترجمهء « طعام » آوردهاند . در بارهء ريشهء اين واژه ، نگر : اساس اشتقاق فارسى ، ج 1 ، ص 549 .
140 / 6 . . . خانه ابو البقا طعام . . . / مرعشى چنين است ؛ اعظم : « . . . خانه ابو البقا و طعام . . . » .
فرحة الغري ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: السيد عبد الكريم بن طاووس
ص١٨٣