در افق مىدرخشد .
و تا وقتى كه شما بميريد يا ما بميريم ، نه ما و نه شما را ، از جايگاه جنگ فرارگاه و گريزگاهى نيست ] و أصبغ بن نباته گويد : در كارزار بصره با امير المؤمنين بودم ؛ سوارى از لشكر بصره بيرون آمد و اين آيت مىخواند . امير المؤمنين - عليه السّلام - پيش او رفت و گفت : ( أ تعرف النّبأ العظيم ) ؟ شناسى آن خبر بزرگ را ؟ گفت : نه . گفت : ( و الله * ( عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيه مُخْتَلِفُونَ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ) * حين أقف بين الجنّة و النّار فاقول : هذا لى و هذا لك خذيه فإنّه من أعدائي و ذريه فإنّه من أوليائى * ( ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ) * حين أقف على الحوض فأذود عنه أقواما كما تذاد الابل الغريب عن الحوض في الدّنيا ) ؛ گفت : من آن نبأ بزرگم كه در من خلاف كردند ، و لكن آنگه بدانند كه من از ميان بهشت و دوزخ بايستمى و با دوزخ مقاسمت كنم ، مىگويم : اين تو را و اين مرا . او را بگير كه او از دشمنان است و آن را دست بدار كه او از دوستان است ؛ آنگه بدانند كه بر كنارهء حوض كوثر بايستم و گروهى را از او باز مىرانم چنان كه در دنيا شتر غريب را از حوض غريب ؛ و آنگه تيغ برآورد و بزد و او را بكشت و به جاى خود آمد . » .
( روض الجنان و روح الجنان ، ج 20 ، صص 111 - 113 ؛ و ص 533 ؛ با اندكى تصرّف مصحّحانه ) .
114 / 9 باشد ! / چنين است در اعظم . ضبط مرعشى ظاهرا « باشند » است و هر چند بنا بر دستور تاريخى زبان توجيهى متين دارد ، گمان مىكنم بايد سهو قلم كاتب به شمار رود - و الله أعلم بالصّواب .
114 / 23 با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق ( ع ) زيارت كردم / مرعشى : « با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق ع را زيارت كردم » ؛ اعظم : « با آقاى خود امام جعفر صادق ص زيارت كردم » .
115 / 22 بينكم / چنين است در مرعشى . اعظم : « بينكما » .
فرحة الغري ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: السيد عبد الكريم بن طاووس
ص١٧١