نيست كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره كند و در حال پشيمانى بگويد : « استغفر اللَّه الذي لا إله الا هو الحىّ القيّوم بديع السّماوات و الارض ذا الجلال و الاكرام و أسأله ان يصلَّى على محمّد و آل محمّد و أن يتوب علىّ »
مگر آنكه خدا آن گناهان را بيامرزد ، و كسى كه شبانه روزى بيش از چهل گناه كبيره مرتكب شود خيرى در او نيست « .
و روايت است كه : « خداى تعالى چون ابليس را لعن كرد ( از رحمت خود دور ساخت ) از خدا مهلت خواست ، و خداوند تا قيامت به او مهلت داد ، آنگاه گفت : به عزّت تو كه از دل آدمى بيرون نيايم تا جان در تن وى باشد ، پس خداى تعالى فرمود : به عزّت من كه در توبه به روى نبندم تا جان در تن وى باشد » .
و در اسرائيليّات آمده است : « جوانى بيست سال خدا را عبادت كرد ، سپس بيست سال او را معصيت نمود ، سپس در آينه نگريست و نشانه پيرى در موى خود ديد ، ناراحت شد و گفت : خدايا بيست سال اطاعت و بيست سال معصيت تو كردم ، اگر بسوى تو بازگشت نمايم قبول مىكنى ؟ ناگاه شنيد كه گوينده اى مىگويد :
ما را اجابت كردى ما نيز تو را اجابت كرديم ، سپس ما را ترك نمودى از تو دست برداشتيم ، آنگاه ما را عصيان ورزيدى تو را مهلت داديم ، و اگر بسوى ما آئى تو را مىپذيريم « . و اخبار و روايات در اين معنى بسيار و بىشمار است و اخبارى نيز كه پيش از اين ذكر شد بر آن دلالت دارد .
امّا كسى كه با نور بصيرت مىنگرد در اين معنى نيازى به بيان ندارد ، زيرا مىداند كه توبه موجب سلامت و پاكى دل است ، و هر دل پاك و رسته اى نزد خدا پذيرفته است و در آخرت در جوار الهى در ناز و نعمت خواهد بود ، و مىداند كه دل در اصل پاك و رسته آفريده شده ، زيرا هر زاده اى بر فطرت زائيده مىشود ، و تنها به سبب بيماريهاى گناهان و تاريكيهاى آنها بيمار و سياه گشته ، و داروى توبه اين امراض را بر طرف مىكند ، و نور حسنات اين تيرگيها را مىزدايد ، و تاريكى گناهان تاب روشنى نيكيها را ندارد ، چنان كه ظلمت شب تاب روشنائى روز ندارد ،
هامش
كار نيك يا كار بد كند ، و باب توبه ، و باب استغفار از گناهان ، و باب آنچه خداى عز و جل هنگام توبه آدم عليه السلام به او عطا فرمود ، تصحيح كرديم .