بيان مطلب اين است كه : معنى و حقيقت واجب چيزى است كه وصول به سعادت جاويد و نجات از هلاكت ابدى متوقّف بر آن است ، و اگر سعادت و شقاوت به فعل و ترك چيزى تعلَّق و ارتباط نداشته باشد وجوب آن معنى ندارد ، پس واجب وسيله و دستاويزى است به سوى سعادت هميشگى . و شكَّى نيست كه در خانه بقا و جاودانى سعادتى نخواهد بود مگر بالقاء خدا و انس به او ، و هر كه از اين ديدار و وصال محجوب باشد از مشاهده جلال و جمال الهى محروم خواهد بود ، و او ناچار شقى و بدبخت است ، هم به آتش فراق مىسوزد و هم به آتش دوزخ . امّا آنچه آدمى را از لقاء خدا دور مىكند چيزى جز پيروى از شهوات نفسانى و غضب و انس به اين جهان فانى ، كه از اينها به گناهان تعبير مىشود ، نيست . و انسان به ديدار خدا نزديك نمىشود مگر آنكه دلبستگى به كالاى فريبنده اين عالم را بگسلد و بكلَّى به خدا روى آورد ، و به وسيله پايدارى و مداومت ذكر در طلب انس به او باشد و با دوام و پيوستگى فكر در عظمت و جلال و جمال او به قدر توانائى محبّت او را بجويد . و شكَّى نيست كه انصراف از راه دورى [ از خدا ] و شقاوت براى وصول به قرب [ به خدا ] و سعادت واجب است ، و اين حاصل نمىشود مگر با توبه كه عبارت است از علم و ندامت و عزم ، و معنى واجب همين است ، پس توبه قطعا واجب است .
دنباله تحقيق در وجوب توبه
چگونه توبه از گناهان ، واجب نباشد و حال آنكه علم به ضرر گناهان و مهلك بودن آنها از اجزاء ايمان است و شكَّى در آن نيست . و داناى به اين علم اگر به آن عمل نكند چنانست كه به آن علم ندارد يا منكر آن است و اين جزء از ايمان را ندارد ، زيرا هر علمى از آن جهت مطلوب و مراد است كه آدمى را به عمل برانگيزد ، و مادام كه علم انگيزه عمل نشود در واقع انسان از عهده آن بدر نيامده است . پس علم به ضرر گناهان براى اين است كه باعث ترك آنها شود ، و كسى كه آنها را ترك نكند فاقد اين جزء از ايمان است ، و مراد سخن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « زنا كار در
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٧٣