تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
شد ، از جاى او مطلَّع شده ارّه آوردند و درخت را ارّه كردند . تا ارّه به سر زكريّا رسيد ، ناله اى بر كشيد ، پس خداوند به او وحى فرمود : اى زكريّا اگر ناله اى ديگر از تو بلند شود نامت را از دفتر انبياء محو مىكنم پس زكريّا عليه السّلام انگشت خويش گزيد تا او را دو نيم كردند « . و بالجمله : خردمند مىداند كه بىتابى كردن در مصائب سودى ندارد ، زيرا آنچه مقدّر شده است مىشود ، و جزع آن را نمىگرداند . و شكَّى نيست كه بعد از گذشت مدّتى جزع را ترك مىكند ، پس از همان آغاز ترك كند تا اجرش ضايع نشود . منقول است كه : « پسر يكى از بزرگان درگذشت ، شخصى مجوسى او را دلدارى داد و گفت : سزاوار است كه عاقل امروز آن كند كه جاهل بعد از پنج روز مىكند . گفت : اين سخن را به نام او بنويسيد « . و امام صادق عليه السّلام فرمود : « صبر و شكيبائى نور و صفاى درون بندگان را ظاهر مىكند ، و جزع و ناشكيبائى ظلمت و وحشت باطن آنان را آشكار مىسازد . همه كس ادّعاى صبر مىكند و ثبات نمىورزند در نزد آن مگر فروتنان ، و هر كسى جزع را انكار مىكند و [ بهنگام نزول بلا ] بر منافقان ظاهرتر است . زيرا كه نزول بلا از راستگو و دروغگو خبر مىدهد . و معنى صبر هر چيزى است كه تلخ مزه باشد ، و آنچه از روى اضطراب باشد صبر ناميده نمىشود ، و معنى جزع اضطراب دل است همراه اندوه شخص و دگرگونى در رنگ و حال . و هر مصيبتى كه بر كسى فرود آيد و آن كس در آغاز آن حادثه از فروتنى و بازگشت و تضرّع به خداى تعالى خالى باشد چنين كسى ناشكيباست نه شكيبا . و صبر در اول تلخ است و در آخر شيرين است ، هر كه از پايان آن [ كه شيرينى است ] داخل صبر شود هر آينه [ از آغاز به شيرينى ] داخل شده ، و هر كه از اول صبر [ كه تلخى است ] داخل آن شود [ هر چند در آن وقت بر او ناگوار است به زودى از تلخى آن ] خارج مىشود . و هر كه قدر صبر را شناخت بر آنچه از آن صبر بايد كرد شكيبائى ندارد ، خداى تعالى در داستان موسى و خضر عليهما السّلام مىفرمايد : وَكَيْفَ تَصبِرُ عَلى ما لَم تُحِط بِه خُبرا 18 : 68 : و چگونه شكيبائى توانى كرد بر چيزى كه به آگاهى و دانش آن نرسيده اى ؟ پس هر كه از روى كراهت شكيبائى نمود ، و به مردم شكايت نكرد ، و بىتابى و جزع و پرده درى ننمود ، از فضيلت صبر