تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
بر اينكه انسان در عموم كارهاى خود به مردم اميد دارد نه به خدا ، و خود از اين امر غافل است ، و ذكر درنگ در توقّفگاههاى روز قيامت دلالت دارد بر اينكه آن درنگها و توقّفها براى حسابرسى است ، پس هر كه در دنيا هر روز به حساب خود رسيده باشد نيازى به آن درنگها در آن روز ندارد . و فرمود : « اگر براى حساب روز قيامت هيچ بيم و هراسى نباشد مگر هول و خوف عرضه كردن اعمال بر خداى تعالى و رسوائى دريده شدن پرده از روى پنهانيها جاى آن داشت كه آدمى هرگز از سر كوه به زير نيايد و در آبادى جاى نكند و چيزى نخورد و نياشامد مگر از روى اضطرار كه بيم تلف در آن باشد ، و كسى كه هولها و سختيهاى رستاخيز را مىداند در هر نفسى چنان عمل مىكند كه قيامت برپا شده است ، و به دل مشاهده مىكند كه مردم نزد پروردگار جبّار ايستاده‌اند ، و در اين هنگام خود را به محاسبه مىكشد كه گوئى در پهنه قيامت فرا خوانده شده و در صحنه آن از او سؤال مىكنند . خداى تعالى مىفرمايد : « وَان كانَ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ أَتَينا بِها وَكَفى بِنا حاسِبين » 21 : 47 ( انبياء ، 47 ) « و اگر همسنگ دانه اى ( اسپند يا ارزن ) باشد آن را بياوريم و ما بس شمار كننده‌ايم » . و امام كاظم عليه السّلام فرمود : « هر كه نفس خود را در هر روز محاسبه نكند از ما نيست ، پس اگر كار نيكى كرده از خداى تعالى افزون بر آن بخواهد ، و اگر كار بدى مرتكب شده از خدا آمرزش بخواهد و به او باز گردد » . و در بعضى از اخبار آمده است : « سزاوار است كه خردمند چهار ساعت داشته باشد : ساعتى كه در آن به محاسبه نفس خويش پردازد . . . » .