وجودش با معرفت و قوّت نفس حاصل خواهد شد ، و آن از فضائل قوهء عاقله و قوهء غضب است . و عدم آن از رذائل يكى از آن دو يا هر دوى آنهاست . و از آنهاست :
دنائت همت ( دون همّتى )
و آن عبارت است از قصور همّت از طلب كارهاى بزرگ و عالى و قناعت نمودن به امور پست و ناچيز ، و اين صفت نتيجهء ضعف نفس و كم دلى است .
و ضدّ آن ، علوّ همّت و طبع است ، و آن عبارت است از سعى و كوشش در تحصيل سعادت و كمال و طلب كردن كارهاى بزرگ و عالى ، بدون در نظر گرفتن سود و زيان دنيا ، به طورى كه به سبب دست يافتن به منافع دنيوى شادمان نشود و از فقدان آن اندوهگين نگردد . بلكه در طريق طلب از مرگ و كشته شدن و مانند آنها باك نداشته باشد . و صاحب اين ملكه همانا مؤمن حقيقى شائق مرگ است ، و مردن براى او به منزلهء تحفه است ، و برترين شادى و سرور به او مىرسد ، چنان كه در اخبار آمده است . و هموست كه مىگويد :
آن مرد نيم كز عدمم بيم آيد كان بيم مرا خوشتر از اين بيم آيد
جانى است مرا به عاريت داده خدا تسليم كنم چو وقت تسليم آيد
و مىگويد :
مرگ اگر مرد است گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
من از آن عمرى ستانم جاودان او زمن دلقى ستاند رنگ رنگ
و مىگويد :
اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم
و اين صفت از نتايج بزرگى و شجاعت نفس است و بزرگترين فضائل نفسانى است ، زيرا هر كه به مراتب بلند و ارجمند رسيد به واسطهء اين صفت است ،