رجاء براى آنان زهر كشنده است ، زيرا گوش دادن اينها به اميد جز افزايش طغيان و فساد و گناهشان اثر و ثمرى نخواهد داشت . پس واعظ مردم بايد بيماريهاى آنها را بشناسد و در علل آن بيماريها نظر كند ، و هر علَّتى را به ضدّ آن علاج كند نه به چيزى كه آن را مىافزايد . بنابراين در مثل اين زمان شايسته است كه انگيزه هاى رجاء را ياد نكند ، بلكه در ذكر اسباب خوف مبالغه نمايد ، تا بكلَّى به هلاك و نابودى كشانده نشوند . و قصدش از موعظه به دست آوردن دلها و انتظار مدح و ستايش از مردم نباشد ، به طورى كه بر ترغيب بر رجاء تكيه كند به اين دليل كه بر دلها آسانتر و به كام مردم لذّت بخشتر است ، و بدين سان مردم و خود را به هلاك و گمراهى بيفكند .
و بالجمله ، راه به دست آوردن رجاء براى نيازمند به آن اين است كه :
آيات و اخبار متواترى را كه دربارهء رجاء و رحمت واسعه و رأفت و عفو فراوان الهى وارد شده - كه قسمتى از آنها ذكر شد - به ياد آورد . آنگاه در نعمتهاى شگفتآور او كه در اين دنيا نصيب بندگان خود كرده تأمّل و تفكَّر كند ، كه چگونه خداوند آنچه را كه براى ادامهء زندگى آنها ضرورى است آماده ساخته ، بلكه هيچ چيز جزئى را كه گاه گاه بدان محتاجند و بودن آنها بهتر است - مانند زيور و زيبائى - رها نكرده است . پس وقتى عنايت الهى چيزى از بندگانش در همهء آنچه براى آنها نيكو و پسنديده است از روى لطف و احسان در زندگى دنيا كم و كوتاه نگذاشته - و حال آنكه دنيا خانهء رنج و سختى است نه سراى نعمت و راحت - و راضى نشده كه حتّى چيزى از مزاياى زندگى مثلا در مورد زيور و زيبائى فوت شود ، چگونه راضى خواهد شد كه در آخرت كه سراى جود و فيض است آنان را به عذاب جاودان و هلاك ابدى دچار سازد ، با اينكه خود او فرموده كه رحمتش بر غضبش پيشى جسته است ؟ و بالاترين چيزى كه باعث اميدوارى بندگان است اين است كه خداى تعالى خير محض است و هيچ شرّى در او وجود ندارد ، و فيّاض على الاطلاق است ، و خلق را آفريده تا بر ايشان جود و احسان كند .
پس البتّه بر آنها رحم خواهد كرد و آنان را در زجر و عذاب دائم وا نخواهد گذاشت .
از خير محض جز نكوئى نايد خوش باش كه عاقبت نكو خواهد شد