امّا دو جنس رذائل قوهء عاقله :
( 1 ) جربزه ( زيركى و استعداد براى فريفتن )
جربزه موجب آن است كه فكر از حدّ شايسته بيرون رود و ذهن از راه راست منحرف شود ، بلكه با اين صفت همواره موشكافيهائى مىكند كه با واقع مطابق نيست و از حقّ پا فراتر مىنهد و بر حقيقت ثبات و استقرار ندارد ، و چه بسا كه در مسائل عقلى كارش به الحاد و فساد عقيده ، بلكه به نفى خود حقايق كشانده شود - همانند سوفسطائيان - و در امور شرعى به وسواس بينجامد .
علاج آن به اين است كه بعد از يادآورى زشتى آن و اينكه موجب هلاك است ، نفس را بر استقامت و پايدارى بر آنچه مقتضاى دلائل معتبر نزد خردمندان درستانديش است وادارد و از معتقدات پيروان حقّ كه به تحقيق و راستى و درستى قريحه معروفند تجاوز نكند ، و پيوسته نفس خويش را بر اين امر مكلَّف سازد تا به پايدارى بر حدّ وسط عادت كند . و از امورى كه در اين طريق سودمند است اشتغال به مطالعه و علم و تعليم و تعلَّم است .
( 2 ) جهل بسيط
دانستى كه جهل بسيط از قبيل تفريط است ، و آن عبارت است از تهى بودن نفس از علم بدون اينكه خود را عالم بداند . و اين گونه جهل در آغاز مذموم نيست زيرا تعلَّم و يادگيرى متوقّف بر آن است و چون نفس معتقد به جهل به معارف نباشد براى تحصيل آن جنبش و كوششى نمىكند . و امّا ثابت و باقى ماندن بر آن
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٥١