رسول گرامى ( ص ) با شما بيعت كردم و مردم را به بيعت دعوت كردم . پس هر كس با رضا و رغبت بيعت كرد پذيرفتم و هر كس از بيعت خوددارى كرد او را ترك كردم .
نخستين بيعتكنندگان « طلحه » و « زبير » بودند و گفتند با تو بيعت مىكنيم به شرط آنكه در كار خلافت شريك تو باشيم . گفتم نه اما در قوّت و نيروى كار با من شريك باشيد و در حال ناتوانى يار و مددكار من . به اين شرط بيعت كردند و اگر خوددارى مىكردند وادارشان نمىكردم هم آنسان كه هيچ كس ديگر را وادار به بيعت نكردم . « طلحه » اميد داشت به حكومت « يمن » برسد و « زبير » بحكومت « عراق » ، هنگامى كه دانستند به آنان حكومت نخواهم داد به بهانه « عمره » رخصت سفر خواستند در حقيقت قصدشان نيرنگ و حيله گرى بود . سپس به « عايشه » پيوستند و او را كه دل از دشمنى من انباشته بود به جنگ با من برانگيختند .
« عبد الله بن عامر » آنها را به بصره كشانيد و تعهد كرد كه مال و مرد جنگجو در اختيارشان بگذارد عايشه آنها را مىكشاند و آنها عايشه را . عايشه را پناهگاه خود و آلت دست خود قرار دادند و در پيرامون او به جنگ پرداختند . چه گناهى سهمگينتر ازين كه زنان خود را در خانه محفوظ نگاه داشتند اما حرم رسول خداى ( ص ) را از خانه بيرون كشيدند و حجاب او را كه خداى تعالى بر او پوشانده است برداشتند :
سه خصلت است كه بازگشت نتايج آن عايد عامل آن گردد :
نخست آنكه خداى تعالى مىفرمايد :
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢٧٣