سرزنش كرد . رسول اكرم ( ص ) با من عهد كرد و فرمود اى پسر ابو طالب ولايت امر من با تست . پس اگر با عافيت و سلامت ولايت را به تو واگذاشتند و به اتفاق بر آن رضا در دادند به آن كار قيام كن اما اگر اختلاف كردند آن را و آنچه را به آن سرگرمند واگذار و رها كن زودا كه خداى تعالى ترا راه بيرونشو ايجاد كند و گشايش رساند .
پس پيرامون خود را نگريستم و جز اهل بيت خود يار و ياورى نيافتم ناچار آنان را از هلاكت پاييدم و حفظ كردم .
اگر بعد از رسول اكرم ( ص ) حمزه عمويم و « جعفر » برادرم براى من مانده بودند به اجبار و اكراه با « ابو بكر » بيعت نمىكردم .
من دچار دو مرد ( عباس ) و ( عقيل ) شدم كه كارى از آنان ساخته نبود پس در نظر گرفتم كه خاندان خويش را حفظ كنم و با خار و خاشاك در ديده ، چشم بر هم نهادم و جرعههاى خشم و اندوه را با گلوى گرفته فرو بردم و با شكيبايى تلختر از حنظل و شكافنده تر از تيغ ساختم .
اما كار عثمان ، گويى از قرنهاى نخستين كار او معلوم بود .
* ( عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسى . ) * ( سوره طه آيه 54 ) علم آن در كتاب نزد پروردگار من است كه نه خطا مىكند نه فراموشى دارد .
اهل ( بدر ) او را بىپناه رها كردند و اهل ( مصر ) به قتل رساندند . به خدا سوگند كه من نه امر كردم نه تهى نمودم كه اگر امر كرده بودم همانا قاتل بودم و اگر نهى كرده بودم يارى دهنده محسوب
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢٧١