تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
چه مصيبت بزرگى ! كشته شدن « محمد » مرا مصيبتى است بزرگ . به خدا سوگند كه او مانند يكى از فرزندان من بود . سبحان الله ما اميدوار بوديم كه بر اين قوم و متصرفاتشان چيره شويم اما ناگهان آنان بر ما تاختند و متصرفات ما را تصاحب كردند . اينك من براى شما نامه اى مىنويسم كه ان شاء الله تعالى به پرسشهاى شما پاسخى روشن باشد . پس ، دبير خود « عبيد الله » بن ابى رافع « را فرمود چند تن از مردمى را كه به آنان اعتماد دارم نزد من حاضر كن . گفت يا امير المؤمنين نام آنان چيست ، چه كسانى را به خدمت آورم ؟ فرمود : « اصبغ ابن نباته » و « ابو طفيل عامر بن وائله كنانى » و « رزين بن حبيش اسدى » و « جويريه بن مسهر عبدى » و « خندف بن زهير اسدى » و « حارثه بن مضرب الهمدانى » و « حارث بن عبد الله اعور همدانى » و « مصباح نخعى » و « علقمة بن قيس » و « كميل بن زياد » و « عمير بن زراره » را . آنان حاضر شدند مولا ( ع ) بايشان فرمود اين نوشته را بگيريد و « عبيد الله بن ابى رافع » آن را بر مردم بخواند و شما هر جمعه حاضر باشيد و اگر كسى بر ضد شما برخيزد ، با او به كتاب خدا در اختلاف خود انصاف دهيد و به داد رفتار كنيد .