بهنگامى كه شرف حضور در آستان حق تعالى به تو تفويض مىشود چيزهايى را كه به آن نياز دارى به ياد آور زبان و قلم انسان از احراز كردن همه مفاهيم مورد نياز ناتوانست پس جزئيات آنچه را كه به آن محتاجى و به نياز از درگاه الهى مىطلبى آنگاه همه را به ياد آور و بدان كه آنچه بدان نياز دارى هديه اى است از مولاى جليل كه به تو اهداء مىشود . پس بخشندهء آن را با نظر تعظيم بنگر و شكر او را با همه وجود بجاى آور - جل جلاله - وقتى بخدمتگزار يا خادمه اى نيازمند باشى كه با خدمت خود ترا فارغ البال گرداند تا دل آسوده به خدمت و طاعت مولاى خود پردازى پس با ياد خدمتگزار و خادمه و شفقت به آنان از ياد سرور و مولاى خود كه به تو و آن دو نيكويى مىكند دل مشغول مگردان و توجه داشته باش كه تو نمىتوانى آنان را بيافرينى يا چيزى را كه آن دو به آن نياز دارند ايجاد كنى تو ، براى تهيّه پولى كه براى خريد نيروى كار آن دو تن مىپردازى و فروتنى آنان در طاعت تو و هزينه زندگانى آنان و رعايت شايسته آنان ، به حق تعالى نيازمندى . نيز توجه داشته باش كه تو نمىتوانى به ديار كفر سفر كنى و غلام و كنيزى را جلب كنى و آن دو از امّت جدّت محمد ص نيستند تا يارىشان به تو و بجاى آوردن خدمت تو را جايز شوند نه قدرت آن دارى كه چنين رسول بزرگوارى را به سوى بندگان خدا گسيل دارى و كشورهايى را كه خداى جل جلاله با نبوت آن رسول گشود بگشايى نه مىتوانى آن رسول را با معجزات تاييد كنى و به وسيله فرشتگان آسمانها و غير آن وسايلى فراهم آورى كه ويژه مولاى تو رب الارباب است و به آن او را مورد قبول گردانى پس تو توانائى آن ندارى كه آن غلام و كنيز را نزد خود احضار كنى مگر وقتى كه
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٥٢