تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
خلعت الهى را مىپوشى ، در بزرگداشت آن سپاسگزارى و از شكرگزارى احسانكننده اى كه آن را به تو هبه فرموده است فرو نگذارى . به نظر دور مىنمايد كه در زمان بنى اميه اموال مسلمانان همچنين معامله افراد عرب با يك ديگر و كسانى كه محرمات را خوار مىانگارند از شبهات خالى بوده باشد . پس اى فرزند ، شايسته چنانست كه به هنگام جامه پوشيدن اين كلمات را بر زبان آورى : اللهم ان كنت تعلم ان فيها شيئا من المحرمات او الشّبهات فانت المالك لاصل الحقوق و المالك لمن انتقلت اليه فاسألك ان تجعل لكلّ صاحب حق فيها عوضا من فضلك يسدّ عنّى باب عدلك و تلحقنى فيها بمقام من البست خلعا طاهرة من كل حقّ و شبهة باطنة و ظاهرة و ان تكون هذه ثيابى من خلع السعادات الباهره في الدنيا و الآخرة بار خدايا اگر مىدانى كه در اين جامه چيزى حرام يا شبهه ناك موجود است مالك اصل حقوق و مالك آن كس كه اين حقوق به او منتقل شده است تويى ، پس از تو مسألت دارم كه هر كس را كه در آن حقى باشد به فضل خود عوض عنايت فرمايى تا راه عدل تو بر من بسته شود ( از سر عدل حق ديگرى را از من مطالبه نكنى ) و مرا به مقام كسانى بپيوندى كه بر اندامشان خلعتى راست كرده اى كه از هر حقى و از هر شبههء آشكار و نهانى پاكيزه است و اين جامه من از خلعتهاى درخشان نيكبختى اين جهان و آن جهان باشد ) . نيز به آنچه در زمان غيبت به آن نيازمندى و يقين ندارى كه حلال و حرام در هم آميخته نشده باشد و از حلالى و حرامى آن ايمن نباشى كلماتى را كه گفتم ادا كن .