تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
است پس مردم براى ديدن آن شتابان رفتند و رسول بزرگوار را در حال ايستاده ( 1 ) رها كردند حالى كه با آن شتر چيزى كه اميد سود از آن داشته باشند نبود پس در باره آنان چه مىانديشى وقتى خلافت را در دست گرفته و از سود و سرورى آن اميد داشته باشند . و خداى جل جلاله در باره سوء صحبت آنان فرمايد : * ( « وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ » ) * ( اگر كژ خوى سخت دل باشى از پيرامونت مىپراكنند پس از آنان در گذر و براى آنان آمرزش طلب ، و در كار با آنان مشورت كن « پس اگر در سوء صحبت معذور بودند خداوند جل جلاله نمىفرمود ( از آنان در گذر و براى آنان آمرزش بطلب ) . و همانا كه بوسيلهء صحيح » مسلم « و صحيح » بخارى « از معارضهء آنها با پيمبر ( ص ) در باب غنيمت ( هوازن ) آگاهى . هنگامى كه به » مؤلفه قلوب « بيشتر از آنچه به آنها داد عطا فرمود ، نيز وقتى اهل مكه را بخشود با آن بزرگوار معارضه كردند و از بيم معارضه آنها از تغيير دادن كعبه و گرداندن آن به مكانى كه در زمان ابراهيم قبله بود چشم پوشيد و معارضه آنها وقتى ديگر هنگامى بود كه در تبرئه صفوان بن معطل در مورد قذف عايشه خطبه مىخواند و نتوانست خطبه را به پايان رساند . آيا ميدانى كه اين مطالب همه در صحيح » بخارى « و » مسلم « موجود است ؟ گفت آرى اينها كه گفتى همه صحيح است . گفتم : خداى تعالى فرمود كه اندكى از مال دنيا در راه رسول اكرم ( ص ) ايثار كنند :
هامش
( 1 ) در حال خطبهء نماز جمعه . ( م )