تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
بروايت از « پيمبر » ( ص ) نقل كرده است كه وقتى آيه * ( إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) * ( 1 ) نازل شد ، « على » و « فاطمه » و « حسن » و « حسين » را كه درود خداى تعالى بر آنان باد فراهم آورد و گفت اينان اهل بيتند . گفت آرى چنين است . پس گفتم : و مىدانى كه « بخارى » و « مسلم » در صحيح خود روايت كرده‌اند كه وقتى انصار در « سقيفه بنى ساعده » فراهم آمدند تا با « سعد بن عباده » بيعت كنند نه ابو بكر را خبر دادند نه عمر را نه هيچ يك از مهاجران را . ابو بكر و عمر و « ابو عبيده » از آن انجمن آگاه شدند و بيدرنگ نزد آنان رفتند . « ابو بكر » آنان را گفت من به خلافت يكى از اين دو مرد يعنى « عمر » و « ابو عبيده » رضا مىدهم اما « عمر » گفت من بر تو پيشى نمىجويم . آنگاه « عمر » با او بيعت كرد و عده اى از انصار نيز با او بيعت كردند اما « على » ( ع ) و بنى هاشم مدت شش ماه از بيعت با او خوددارى كردند . « حميدى » در جمع آورى صحيح « بخارى » و صحيح « مسلم » مطلب فوق را نوشته است . على عليه السلام در حيات فاطمه ( ع ) ميان مردم بسيار موجّه بود آن دخت گرانمايهء پيمبر ، شش ماه از رحلت پيمبر ( ص ) در گذشت وجوه مردم از على ( ع ) انصراف يافتند وقتى على انصراف وجوه مردم را از خود ديد بمصالحه با ابو بكر مبادرت فرمود . فقيه گفت آرى چنين است . آنگاه به او گفتم چه ميگويى در باره بيعتى كه اهل بيت
هامش
( 1 ) سورهء احزاب آيهء 33 .