بدون اجازه او باز گشت . علاوه بر اين نافرمانى ، در سقيفه نيز فرمان كارها را بدست گرفت . و با نيرنگ رياست آن انجمن را اشغال كرد و با وجود مخالفت انصار با پافشارى و نيرنگ خلافت را بدست آورد . چنان كه « بخارى » و « مسلم » در صحيح خود نوشتهاند و ديگران نيز قيد كردهاند ، وعده داد كه اميران را از مهاجران برگزيند و وزيران را از انصار . امّا وقتى به مقصود رسيد و بر كرسى خلافت نشست به وعده وفا نكرد و هيچ يك از انصار را به وزارت برنگزيد و در نظر اهل اعتبار و معرفت رسوا شد و به جهانيان فهماند كه همه كارهاى او حيله گرى بوده است . و به اين كار اكتفا نكرد و « عمر » را به در خانه پدرت « على ( ع ) » و مادرت « فاطمه ( ع ) » فرستاد و عباس و جماعتى از بنى هاشم نيز نزد آنان بودند و ماتمزده به امور مربوط به رحلت جدت « محمد ( ص ) » اشتغال داشتند ، او فرمان داد كه به خانه آتش در افكنند تا براى بيعت بيرون آيند . اين مطلب را نويسنده كتاب « العقد » در جزو چهارم كتاب بيان كرده است ، نيز گروهى كه در روايت كردن متهم نيستند چنين آوردهاند كه هيچ كس از پيمبران و اوصياء و پادشاهان يكَّه در سنگدلى و ستمگرى ، و ملوك كافر كيش پيش از او چنين نكردند كه هر كس را كه در بيعت با آنان درنگ روا دارد همچنين پيروان آنان را به كشتن و زدن تهديد كنند و به آتش بسوزانند . نيز اى فرزند هرگز نشنيدهايم كه هيچ يك از پادشاهان يا پيمبران ، قومى را از تنگدستى به بىنيازى رسانده و از خوارى و بدبختى رهايى بخشيده ، و از نيكبختى دو جهان نصيب داده باشند و به نيروى پيمبرى خود شهرهاى ستمگاران را براى آن قوم گشوده باشند آنگاه درگذرند و از پشت خويش دخترى يگانه داشته
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٠١