تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 969

مساهمون:

ص٩٦٩
مثقال نصف دينار من خير فأخرجوه من النّار ، فيخرجون خلقا كثيرا ، ثمّ يقولون : يا ربّنا لم نذر فيها أحدا ممّا أمرتنا به ، ثمّ يقول : ارجعوا فمن وجدتم في قلبه مثقال ذرة من خير فأخرجوه ، فيخرجون خلقا كثيرا ، ثمّ يقولون : يا ربّنا لم نذر فيها أحدا ممّن أمرتنا به اى ، بدرستى كه خداى - عز و جل - فريشتگان را گويد : هر كه در دل او همسنگ دينارى از خير يابيد او را از آتش بيرون آريد . پس خلقى بسيار بيرون آرند . پس گويند : اى پروردگار ما ، نگذاشتيم در آن كسى از آن جمله كه ما را فرمودى كه بيرون آريم . پس گويد : باز رويد ، هر كه در دل او همسنگ نيم دينار از خير باشد از آتش بيرون آريد . پس خلق بسيار بيرون آرند . پس گويند : اى پروردگار ما ، نگذاشتيم در آن احدى از آن جمله كه ما را فرمودى . پس گويد : باز گرديد و هر كه در آن در دل او همسنگ مثقال ذره‌اى خير يابيد او را بيرون آريد . پس خلقى بسيار بيرون آرند . پس گويند : اى پروردگار ما ، نگذاشتيم در آن احدى از آن جمله كه فرمودى . پس أبو سعيد گفت : اگر مرا بدين حديث استوار نداريد ، بخوانيد
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً
، « 510 » اى ، بدرستى كه خداى تعالى بر كسى همسنگ ذره‌اى ظلم نكند - اگر مؤمن باشد رزق دنيا و أجر آخرت او را پاداش دهد ، و اگر كافر بود در دنيا او را بدان پاداش دهد - و اگر حسنه‌اى باشد از مؤمن ، آن را ده نويسد ، و از نزديك خود مزدى بزرگ دهد . پس حق تعالى گفت : شفعت الملائكة و شفعت النّبيّون و شفعت المؤمنون و لم يبق الاّ ارحم الرّاحمين . فيقبض قبضة فيخرج منها قوما لم يعملوا خيرا قطّ ، قد عادوا حمما ، « 511 » فيلقيهم في نهر في أفواه الجنّة يقال له نهر الحياة ، فيخرجون منها كما تخرج الحبّة [ 727 ] من حميل السّيل « 512 » الا ترونها تكون ممّا يلي الحجر أو الشّجر ؟ ما يكون منها إلى الشّمس اصفر و ابيض ، « 513 » و ما يكون منها إلى الظّلّ ابيض ، اى ، شفاعت فريشتگان و شفاعت پيغامبران و شفاعت مؤمنان قبول افتد ، و نماند مگر ارحم الراحمين . پس قبضه‌اى قبض فرمايد و قومى از آن بيرون آرد كه هرگز خيرى نكرده باشند ، و انگشت گشته باشند ، پس ايشان را در جويى اندازد ، در آبدهن‌هاى بهشت كه آن را « جوى حيات » گويند ، آن گاه از آن بيرون آيند چون تخمهاى دشتى كه از سيل بيرون آيد . آيا نبينيد آن را كه نزديك سنگ يا درخت باشد ؟ آن چه از آن ، سوى آفتاب بود ، زرد و سفيد ، و آن چه سوى سايه بود ، سفيد باشد . گفتند : يا رسول اللّه ، چنانستى كه تو در باديه مىچرانيدى . گفت : فيخرجون كاللؤلؤ في رقابهم الخواتيم يعرفهم اهل الجنّة يقولون هؤلاء عتقاء اللّه الّذين
هامش
( 510 ) نساء 4 - 40 . ( 511 ) حمماً ، اى فحماً من الاحتراق ( زبيدى 10 - 565 ) . ( 512 ) زبيدى : كما تخرج الحبّة ( بكسر الحاء ) في حميل السيل ( اى جانبه ) . حميل : آن چه سيل آورده باشد ( قانون أدب ، ص 1513 ) همان جا . ( 513 ) زبيدى : اصغر و اخضر ( همان جا ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 969 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى