باب هشتم در آن چه از احوال مردگان به مكاشفه در خواب روشن شود
( 1 ) بدان كه انوار بصاير كه از كتاب خداى و سنت پيغامبر او مستفاد است و از طرق اعتبار ، حال مردگان بر سبيل اجمال و انقسام ايشان به نيكبختان و بدبختان ما را تعريف مىكند ، و ليكن حال زيد و عمر و بعينه از آن اصلا روشن نشود ، چه اگر بر ايمان زيد اعتماد كنيم ، ندانيم كه وفات او بر چه بود ، و خاتمت او چگونه باشد ؟ و اگر بر صلاح ظاهر او اعتماد كنيم ، محل تقوى دل است ، و آن غامض است ، بر صاحب تقوى پوشيده شود ، پس بر غير او چگونه بود ؟ پس ظاهر صلاح را بى تقواى باطن حكمى نيست . و حق تعالى گفت :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
، « 270 » اى ، خداى - عز و جل - از متقيان قبول فرمايد . پس شناختن حكم زيد و عمر و امكان ندارد مگر به مشافههء « 271 » او ، و مشاهدهء آن چه بر او رود . و چون مُرد ، از عالم ملك و شهادت به عالم غيب و ملكوت رفت ، به چشم ظاهر ديده نشود و به چشمى ديگر ديده شود [ 665 ] كه آن چشم در دل هر آدمى آفريده شده است ، و ليكن آدمى پردهاى كثيف « 272 » از شهوات و اشغال دنيوى بر آن فرو هشته است ، و بدان نمىبيند . و صورت نبندد كه بدان چيزى از عالم ملكوت بيند تا آن پرده از چشم دل او باز نشود . و چون آن پرده از چشم انبيا - صلوات اللّه عليهم أجمعين - باز شده بود ، لا جرم در ملكوت نگريستند ، و عجايب آن را مشاهده كردند . و مردهها در عالم ملكوتند ، و ايشان را مشاهده كردند و از آن اخبار فرمودند . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - ضغطهء گور در حق سعد بن معاذ بديد ، و در حق زينب دختر خود . و همچنين حال پدر جابر چون شهادت يافت ، چه خبر كرد كه خداى - عز و جل - او را در قرب خود بنشاند كه ميان ايشان سترى نبود .
و طمع در مثل اين مشاهده جز انبيا را و جز اوليا را كه درجهء ايشان به ايشان نزديك است نباشد .
و ممكن در امثال ما مشاهدهء ديگر است ضعيف ، الا آن است كه آن نيز مشاهدهء نبوى است . و بدان مشاهدهء خواب را مىخواهم ، و آن از انوار نبوت است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : الرّؤيا الصّالحة جزء من ستّة و أربعين جزء من النّبوة ، اى ، خواب نيك جزوى است از چهل و شش جزو پيغامبرى . و آن نيز انكشافى است كه جز به باز شدن پرده از دل حاصل نشود . و براى آن وثوق نباشد مگر به خواب مردى صالح و صادق . و كسى كه دروغش بسيار شود خواب او راست نبود . و كسى كه فساد و معاصى او بسيار شود دلش تاريك گردد ، پس آن چه بيند اضغاث احلام « 273 » باشد .
و براى آن پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - در وقت خواب به طهارت امر فرمود ، تا پاك خسبد . و آن
هامش
( 270 ) مائده 5 - 27 .
( 271 ) مشافهه ، روياروى سخن گفتن .
( 272 ) كثيف ، ستبر .
( 273 ) اضغاث ( ج ضغث به فتح و كسر « ض » ، دستهء گياه خشك و تر ، درهم ، شوريده ) . اضغاث احلام ، خوابهاى پريشان .