بسم اللّه الرحمن الرحيم حمد نامتناهى و ثناى نامحصور خداى را كه مقاليد « 1 » امور به قدرت او منوط است ، و مفاتيح خيرات و [ شرور ] « 2 » به تقدير او مربوط . اولياى خود را از ظلمات به نور او رساند ، و اعداى خود را در ورطات غرور هلاك گرداند . و درود و تحيت بر محمد مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم - كه خلق را از تاريكى ضلالت به روشنايى هدايت رسانيد ، و بر آل و اصحاب او كه نمود حيات دنيا و تخيلات او ايشان را مغرور نگردانيد ، درودى كه بر مرور ايام و شهور و دهور متوالى باشد .
اما بعد ، بدان كه مفتاح سعادت بيدارى و هشيارى است و منبع شقاوت غفلت و فريفتگى .
و هيچ نعمتى نيست خداى را بر بندگان [ 475 ] بزرگتر از ايمان و معرفت ، و هيچ وسيلتى نيست در حضرت او بيرون « 3 » انشراح دل به نور بصيرت ، و هيچ نقمتى نيست بزرگتر از كفر و معصيت ، و هيچ داعى نيست سوى آن « 4 » بيرون « 5 » كورى دل به تاريكى جهالت . پس دل زيركان و ارباب بصيرت « چون بادخانهاى « 6 » با چراغ است ، كه آن چراغ در آبگينه سوزد و آبگينه چون ستارهاى روشن است كه از درخت با بركت زيتون افروزد ، و آن درخت با بركت نه شرقى و نه غربى ، و
هامش
( 1 ) مقاليد ، مفاتيح ، كليدها ، جمع مقلاد و مقليد ( معرّب « كليد » و لغتى است در « إقليد » - لغتنامه ) .
( 2 ) در نسخهء خطى : سرور ، در شرح زبيدى : ( و بقدرته مفاتيح الخيرات و الشرور ) فما من خير او شرّ الا و مفتاحه في قبضة قدرته . . . 8 - 425 ) .
( 3 ) بيرون ، سواى .
( 4 ) سوى معصيت و ارتكاب به آن .
( 5 ) بيرون ، سواى .
( 6 ) بادخانه ، جا چراغى ، - « كتاب شرح عجايب دل » پاورقى 251 .