تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
شنيدم كه مىگفت : من كان في قلبه مثقال حبّة من خردل من كبر أكبّه اللّه في النّار على وجهه ، اى ، هر كه در دل او چند « 14 » سپند دانه‌اى از كبر باشد حق تعالى وى را نگونسار بر روى در آتش اندازد . و گفت : لا يزال الرّجل يذهب بنفسه حتّى يكتب في الجبّارين فيصيبه ما أصابهم من العذاب ، اى ، پيوسته مرد خود را از جاى ببرد تا در جملهء جباران نوشته شود و به دو آن رسد از عذاب كه بديشان رسيد . و سليمان بن داود - صلوات اللّه عليهما - روزى آدميان و پريان و مرغان و ستوران را گفت : بيرون آييد . پس دويست هزار آدمى و دويست هزار پرى آمدند ، پس سليمان را رفعتى دادند تا به حدى كه او تسبيح فريشتگان آسمان‌ها بشنيد ، و باز فرود آوردند چنان كه قدم او به دريا رسيد ، پس آوازى شنيدند كه اگر در دل صاحب شما ذرّه‌اى از كبر بودى او را به زمين فرو بردمى بيش از آن كه رفعت دادم . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : يخرج من النّار عنق له أذنان تسمعان و عينان تبصران و لسان ينطق ، يقول وكّلت بثلاثة : بكلّ جبّار عنيد و بكلّ من دعا مع اللّه الها آخر ، و بالمصوّرين ، اى ، از آتش گردنى بيرون آيد با دو گوش شنوا و با دو چشم بينا و زبان گويا ، گويد مرا بر سه فريق گماشته‌اند : بر هر متكبرى ستيزه كار ، و بر هر كسى كه با خداى - عز و جل - خداى ديگر خواند ، و بر صورت كنندگان . و گفت - عليه السّلام : لا يدخل الجنّة جبّار و لا بخيل و لا سيء الملكة ، اى ، متكبر و بخيل و كسى كه خدمتكاران را بد دارد در بهشت نرود . و گفت - عليه السلام : تحاجت الجنّة و النّار ، فقالت النّار أوثرت بالمتكبّرين و المتجبّرين ، و قالت الجنّة مالى لا يدخلني الاّ ضعفاء النّاس و سقاطهم و عجزتهم فقال اللّه تعالى للجنّة : إنّما أنت رحمتى ارحم بك من أشاء من عبادى ، و قال للنّار انّما أنت عذابى اعذّب بك من أشاء و لكلّ واحدة منكما ملؤها ، اى ، بدرستى بهشت و دوزخ با يك ديگر حجت گفتند ، [ 422 ] دوزخ گفت : متكبران و جباران را بر من ايثار فرموده‌اند . و بهشت گفت : چه افتاده است كه جز ضعيفان و كهنگان و عاجزان مردمان در من نيايند ؟ پس بارى - تبارك و تعالى - بهشت را فرمود كه تو رحمت منى ، بر آن كس كه خواهم از بندگان خود به تو رحمت كنم . و آتش را فرمود كه تو عذاب منى ، آن كس را كه خواهم از بندگان خود به تو عذاب فرمايم ، و هر يكى را از شما پر گردانم . و گفت - عليه السّلام : بئس العبد عبد تجبّر و اعتدى و نسى الجبّار الاعلى ، بئس العبد عبد تجبّر
هامش
( 14 ) چندان ، چند ، معادل ، به اندازهء .