شود و هلاك گردد ، و اميد آن كه از عذاب او برهد . پس آن بر او آسان شود به سبب قوّت يقين و ايمان او به عاقبت كار ، و بدانچه براى او شناخته شده است از نعيم مقيم در خشنودى خداى ابد الآباد . پس داند كه خداى كريم و رحيم است ، هميشه بندگان خود را كه مريد رضاى اويند معين بوده است و بر ايشان رحمت و عاطفت فرموده ، و اگر خواهد ايشان را از رنج و تعب بىنياز گرداند ، و ليكن خواسته است كه ايشان را ابتلا فرمايد و صدق و ارادت ايشان ظاهر گرداند ، براى حكمت و عدل . پس چون در بدايت رنج تحمل نمود ، حق تعالى وى را به اعانت و تيسير « 294 » مدد فرمايد ، و گرانيها از وى حط كند « 295 » ، و صبر بر وى آسان گرداند ، و طاعت را دوست گرداند ، و از لذت مناجات چيزى بخشد كه از ديگر لذتها فارغ آرد ، و بر ميرانيدن شهوتها قوّت دهد ، و متولى سياست و تقويت او شود ، و به معونت مدد فرمايد ، چه كريم سعى اميدواران ضايع نكند و اميد دوستداران خائب نگرداند . و اوست كه گويد : من تقرّب إلىّ شبرا تقرّبت إليه ذراعا ، اى ، هر كه بدستى به من نزديكى جويد گزى به وى نزديكى جويم . و گويد : طال شوق الابرار إلى لقائي و انا إلى لقائهم لاشدّ شوقا ، اى ، شوق نيك مردان به ديدن من دراز شد ، و شوق من به ديدن ايشان قوىتر است .
مترجم مىگويد كه معنى اين هر دو حديث مستوفى سابق شده است .
پس بنده بايد كه در بدايت جد و صدق و اخلاص ظاهر گرداند ، چه از بارى تعالى آن چه به وجود و كرم و رأفت و رحمت او لايق است به زودى بيابد . تم . و اللّه اعلم بالصّواب . [ 420 ]
هامش
( 294 ) تيسير ، آسان گردانيدن ، توفيق دادن .
( 295 ) حط ، حط كردن ، كم كردن ، افكندن .