تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم سپاس بسيار و ستايش بىشمار خداى مقدّر و آفريدگار مصوّر و عزيز جبّار متكبّر « 1 » را كه همهء جبّاران در جناب جبروت او مقهور و مسخرند و همهء متكبّران در حضرت كبرياى او منقاد و فرمانبرند . قهّارى كه مراد او را كسى ممانعت و مدافعت نتواند ، بىنيازى كه در ملك او مشاركت و منازعت صورت نبندد ، قادرى كه عرش مجيد را استواى او كه به معنى استعلا و استيلاست قاهر است ، و أبصار خلق را جلال و بهاى « 2 » او كه در غايت اشراق است باهر « 3 » . انبيا از احصاى حمد و استقصاى ثناى او عاجزند ، و ملايكه از صفت كنه جلال او قاصر . كاسر « 4 » رقاب أكاسرة عزّ و علاى اوست ، و قاصر دستهاى قياصره عظمت و كبرياى او . و عظمت إزار اوست ، و كبريا رداى او . هر كه با وى در آن منازعت كند او را هلاك گرداند و به آتش جاويد رساند . و درود بر سيد اصفيا و خاتم انبياى او ، محمد ، كه قرآن مجيد را بر وى منزل گردانيد ، و نور مبين آن را به اكناف و أقطار عالم برسانيد ، و بر عترت و اصحاب او كه دوستان و برگزيدگان خدايند ، و سالكان راه او را مقتدا و راهنماى . بدان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بر سبيل حكايت از خداى فرموده است : العظمة إزاري و الكبرياء ردائى فمن نازعنى فيهما قصمته ، اى ، عظمت إزار ، و كبريا رداى من است ، هر كه با
هامش
( 1 ) اشاره است به آيات آخر سورهء حشر ( 59 - 22 و 23 ) . ( 2 ) بها ( عربى : بهاء ) روشنى . ( 3 ) باهر ، درخشان . ( 4 ) كاسر ، شكننده .