تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
و باشد كه مرد را در خانهء خود اسباب تهجد منقطع گردد - چون تمكن خفتن بر بسترى نرم ، يا تمكن تمتع با اهل خود ، يا سخن گفتن با اهل خود و خويشاوندان ، يا مشغولى فرزندان ، يا مطالعهء حساب كه او را با معاملت كنندگان باشد - و چون در منزل غريب باشد آن شواغل كه رغبت خير را سست گردانيدى دفع شود و اسباب باعث خير حاصل آيد ، چون ديدن او جماعتى را كه بر حق تعالى اقبال كنند و از دنيا اعراض آرند ، چه او در ايشان بيند و با ايشان منافست كند « 257 » و بر او گران آيد كه در طاعت خداى بر او سابق شوند ، پس داعيهء دين در جنبش آيد نه براى ريا . و بسى باشد كه خوابش نيايد به سبب استنكار « 258 » او موضع را يا به سببى ديگر ، پس بىخوابى را غنيمت شمرد ، و « 259 » در خانهء او بسى باشد كه خواب او را غلبه كند ، و نيز در خانه دايم باشد و نفس به دوام تهجد مسامحت ننمايد و به تهجد در وقتى اندك مسامحت كند ، پس آن سبب اين نشاط شود [ با ] دفع شدن ديگر موانع . و باشد كه در خانه روزه دشوار آيد ، چه خوردنيهاى خوش حاضر باشد و از آن صبر نتواند كرد ، و چون آن خوردنيها نيابد روزه بر وى گران نيايد ، پس داعيهء دين براى روزه در نشاط آيد ، چه شهوتهاى حاضر موانع و دوافع است كه باعث دين را غلبه كند ، و چون از آن مسلّم ماند باعث قوّت گيرد . پس اين و امثال اين از اسباب وقوع آن متصور است ، و سبب در آن مشاهدهء مردمان باشد و بودن او با ايشان . و شيطان در اين مقام باشد كه از عمل باز دارد و گويد كه عمل مكن كه مرايى باشى ، چه در خانهء خود نكردى و بر نماز معتاد خود مىفزايى . و شايد كه رغبت او در زيادت براى ديدن ايشان باشد و بيم نكوهيدن و نسبت كردن ايشان او را به كاهلى ، خاصه چون پندارند كه او قيام شب كند ، چه نفس او مسامحت ننمايد كه از چشم ايشان ساقط شود ، پس خواهد كه منزلت خود نگاه دارد . و در اين مقام باشد كه شيطان گويد : نماز كن كه تو مخلصى ، و براى ايشان نماز نمىگزارى بل براى خداى مىگزارى ، و هر شب كه نماز نگزاردى به سبب بسيارى عوايق بود ، و داعيهء تو زوال عوايق است نه ديدن ايشان . و اين كارى مشتبه است مگر بر ارباب بصيرت .
هامش
( 257 ) منافست ، هم چشمى . ( 258 ) استنكار ، مستنكر ( مكروه و ناپسند ) شمردن ، خوش نداشتن . ( 259 ) و حال آن كه .