تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
[ 383 ] نيست مگر چيزى كه دوست دارد از ستايش . و آمده است كه مردى در خدمت پيغامبر - عليه السلام - گفت : من همهء عمر روزه داشتم . پيغامبر - عليه السلام - فرمود : ما صمت و لا أفطرت ، اى ، پيوسته نه روزه داشتى و نه افطار كردى . پس بعضى گفتند كه اين بدان سبب گفت كه اظهار كرد ، و بعضى گفتند كه اين اشارتى است به كراهيت روزهء همه عمر . پس هر نوع كه باشد محتمل است كه آن از پيغامبر - عليه السلام - و ابن مسعود - رضى اللَّه عنه - استدلالى بود بر آن كه دل او در حال عبادت از عقد ريا و قصد آن خالى نبود ، بدانچه آن را اظهار كرد . چه دور باشد كه آن چه بعد از عمل طارى شود مبطل ثواب عمل باشد . بل أقيس « 142 » آن است كه گفته‌اند كه او مثاب باشد بر عملى كه گذشت ، و معاقب بر ريا به طاعت خداى پس از فراغ آن . به خلاف آن چه عقد او پيش از فراغ نماز متغير شود ، چه آن نماز را باطل كند و محبط « 143 » عمل باشد . [ قسم دوم ] اما چون وارد ريا پيش از فراغ از نماز مثلا درآيد ، اگر چه بر اخلاص عقد كرده باشد و ليكن وارد ريا در اثناى آن درآيد ، از دو حال خالى نباشد : يا مجرد شاديى بود كه در عمل تأثير نكند ، و يا ريايى كه باعث عمل باشد . پس اگر باعث باشد و عبادت بر آن ختم شود ، مزدش باطل شود . و مثال او آن است كه در تطوعى باشد ، پس نظاره‌اى تجديد پذيرد ، يا ملكى حاضر شود و او خواهد كه در او نگرد ، يا چيزى كه از مال خود فراموش كرده باشد ياد آرد و خواهد كه آن را بطلبد ، و اگر مردمان نبودندى نماز را قطع كردى ، پس آن را به إتمام رساند از بيم مذمت مردمان ، مزدش باطل شود و أعادت بر او واجب آيد اگر فريضه باشد . پيغامبر - عليه السلام - گفت : العمل كالوعاء إذا طاب آخره طاب اوّله ، اى عمل چون باردانى است ، چون آخر آن خوش باشد اول آن خوش بود ، اى ، نظر به خاتمت است . و روايت كرده‌اند : من راءى بعمله ساعة حبط عمله الّذي كان قبله ، اى ، هر كه در عمل خود يك ساعت ريا كند ، عملى كه پيش از آن بوده است باطل شود . و اين در اين صورت بر نماز محمول است ، نه بر صدقه و قرائت ، چه هر جزئى از آن منفرد است ، پس آن چه طارى شود باقى را باطل كند نه ماضى را . و روزه و حج از قبيل نماز است . اما چون وارد ريا چنان باشد كه از قصد تمام كردن براى ثواب مانع نيايد ، چنان كه اگر جماعتى در اثناى نماز او حاضر شوند ، او به حضور ايشان شاد گردد ، و اعتقاد ريا كند براى نظر
هامش
( 142 ) أقيس ، به قياس نزديك‌تر ، صحيح‌تر . ( 143 ) محبط ، باطل‌كننده .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 642 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى