تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
روى به مجاهده آوردند و بر نفس خود تشديدها كردند ، تا به حدى كه بعضى از ايشان به شدت رياضت هلاك شدند ، و بعضى عقلشان مختل شد و ديوانه گشتند ، و بعضى رنجور شدند و طريق عبادت بر ايشان منسد گشت . و بعضى از قمع صفتها به كليت عاجز آمدند ، پنداشتند كه آن چه شرع تكليف نموده است محال است ، و شرع تلبيس است و اصلى ندارد . پس در الحاد افتادند . و بعضى را چنان ظاهر شد كه اين همه رنج براى خداى است ، و خداى از عبادت عابدان مستغنى است ، و از عبادت عابدان و عصيان عاصيان وى را زيادت و نقصانى نباشد . پس به شهوتها بازگشتند ، و سالك طريق اباحت گشتند ، و بساط شريعت و احكام در نوشتند ، و گفتند كه آن از صفاى توحيد ايشان است از آن روى كه اعتقاد كردند كه او از عبادت عابدان مستغنى است . و طايفه‌اى ديگر گمان بردند كه مقصود از عبادتها و مجاهده آن است تا بنده بدان به معرفت خداى رسد ، و چون معرفت حاصل آمد ، رسيد ، « 173 » و پس از رسيدن از وسيلت و حيلت مستغنى شود . پس سعى و عبادت بگذاشتند و گفتند كه محل ايشان در معرفت خداى از آن بلندتر شده است كه ايشان در رقّ تكليف باشند ، و تكليف جز بر عوام خلق نيست . و وراى اين مذهبهاى باطل و ضلالتهاى هايل است كه احصاى آن دراز شود ، تا به هفتاد و اند فريق برسد . و « ناجيه » از آن جمله يك فريق است . و آن فريق آن است كه بر طريقى باشد كه پيغامبر - عليه السلام - و ياران او - رضى اللّه عنهم أجمعين - بر آن بودند . و آن طريق آن است كه دنيا را به كليت نگذارد و شهوتها را به كليت قمع نكند : اما از دنيا ، قدر توشه‌اى بگيرد ، و اما از شهوتها ، آن را قهر كند كه از فرمان شرع و عقل بيرون آيد . « 174 » پس هر شهوتى را متابعت ننمايد ، و هر شهوتى را نگذارد « 175 » ، بل عدل را متابعت كند ، و هر چيزى از دنيا نگذارد « 176 » ، و هر چيزى را از آن نطلبد ، بل مقصود كل آن چه از دنيا آفريده شده است بداند ، و آن را بر حد مقصود آن نگاه دارد . پس آن چيز گيرد از قوت كه تن بر عبادت بدان قوى شود ، و از مسكن آن چه از دزدان و گرما و سرما نگاه دارد ، و از جامه همچنين ، تا چون [ 287 ] دل از شغل تن فارغ شود به كنه همّت روى به خداى آرد ، و همه عمر به ذكر و فكر مشغول شود ، و سياست شهوتها را ملازمت
هامش
( 173 ) در عربى : و ظنّ طائفة ان المقصود من العبادات المجاهدة حتى يصل العبد بها إلى معرفة اللّه تعالى فإذا حصلت المعرفة فقد وصل ( زبيدى 8 - 139 ) . ( 174 ) شهوتهايى را كه از فرمان شرع و عقل بيرون رود سركوب كند . ( 175 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 176 ) گذاشتن ، ترك كردن .