بمانند ، و از مكايد وى فرياد رسى خواهند و نيابند ، بل « يقال لهم
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ »
« 9 » جواب مقال خود شنوند
« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ »
« 10 » نكال حال خود بينند .
و چون غايله و شرّ دنيا را دانستى چاره نيست از معرفت حقيقت آن كه آن چيست ، و در آفريدن آن بدانچه دشمن است چه حكمت است ، و مدخل غرور و مسالك از شرور آن كدام است . چه كسى كه بدى را نشناسد از آن نپرهيزد ، و زود باشد كه در دام آن به حلق آويزد . و ما نكوهش آن را ياد كنيم ، پس مثالها ، و حقيقت [ 248 ] و تفصيل معانى آن ، و أصناف شغلها كه بدان متعلّق است و از چه وجه حاجت است به اصول آن و خلق را به چه سبب از خداى معرض گردانيده است مشغولى به فضول آن .
هامش
( 9 ) مؤمنون 23 - 108 .
( 10 ) بقره 2 - 86 .